قسم
: القَسْمُ : بخش كردن و قسمت كردن بهره و نصيب ، مىگويند :
قَسَمْتُ كذا قِسْماً و قِسْمَةً : آن را بخش نمودم .
قِسْمَةُ الميراثِ و قسمة الغنيمة : بخش كردن و تقسيم نمودن ميراث و غنائم جنگى است بر صاحبانشان .
در آيات :
لِكُلِّ بابٍ مِنْهُمْ جُزْءٌ مَقْسُومٌ
( 44 / حجر ) .
هامش
اقسط ، يقسط فهو مقسط اذا عدل ( عدالت كرد ) .
قسط ، يقسط فهو قاسط اذا جار ( يعنى جور و ستم كرد ) .
پس قاسط ستمگر و مقسط دادگر و عادل است و - قسط - با كسره حرف ( ق ) يعنى بهره و نصيب و عدالت نمودن . و آيهوَ زِنُوا بِالْقِسْطاسِ الْمُسْتَقِيمِ- 35 / اسراء ) يعنى با ميزان و ترازوى درست وزن كنيد . پس در مورد عدالت دو مصدر هست يكى - قسط - و يكى - اقساط . ولى در مورد جور و ستم يك مصدر كه - قسوط - است و در حديث على رضوان عليه آمده است كه فرمود : ( امرت بقتال الناكثين و القاسطين و المارقين » ناكثين اصحاب جنگ جمل ، زيرا بيعت شكستند .
قاسطين : اصحاب جنگ صفين ، زيرا در حكومت ستم كردند و باغى شدند . مارقين همان خوارج بودند كه در دين ترديد نمودند و تجاوز از حد كردند مثل تيرى كه از پرتابش در ميگذرد و آيه :وَ أَقْسِطُوا إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ9 حجرات ) يعنى عدالت كنيد كه خداوند عدل پيشگان را دوست دارد ولى در باره ستمكاران گفت :وَ أَمَّا الْقاسِطُونَ فَكانُوا لِجَهَنَّمَ حَطَباً15 - جن ) يعنى كفار و ستمكاران و جور پيشگان هيزم و آتش گيره دوزخند .
قسّط تقسيطا - سختگيرى و خست است و نيز - قسط - در معنى كوزه و ظرف آب براى وضو گرفتن و نيز پيمانهاى است ( لسان العرب 7 / 378 ) .