دشمنان پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به جرم و گناهشان حمل شده است .
فلانٌ قَرَفَنِي : او را متهم كرد .
رجلٌ مُقْرِفٌ : مرد فرومايه و نااصل .
قَارَفَ فلانٌ امراً : كارى كه برايش عيب بود انجام داد و به كار زشتى دست يازيد « 1 » .
قرن
: اقْتِرَان - مثل - ازدواج - است چون در معنى - اقتران - هميشه دو چيز با هم هستند يا چيزهايى در يك معنى ، جمع و مشتركند ، در آيه :
أَوْ جاءَ مَعَهُ الْمَلائِكَةُ مُقْتَرِنِينَ
( 53 / زخرف ) « 2 » .
قَرَنْتُ البعيرَ بالبعير : ميان آن دو شتر جمع كردم ( آنها را با طنابى بهم بستم ) .
هامش
( 1 ) در حديثى آمده است كه : « ايّاكم و اقتراف الآثام » يعنى از گناهان برحذر باشيد . ( مجمع البحرين 5 / 108 ) .
همين كه خبر اتهام زدن بنى اميه به امير المؤمنين عليه السّلام در باره مشاركت در قتل عثمان رسيد چنين فرمود : « او لم ينه بنى اميه علمها بى ان قرفنى او ما وضع الجهال سابقتى عن تهمتى : آيا علم و شناخت بنى اميه از من آنها را از اين تهمت در باره من باز نداشت آيا سابقه من ، نادانها را از چنين تهمتى نسبت به من دور نكرد ؟
( خطبه 75 - ص 103 ) .
ابو زيد انصارى مىنويسد : فلان قرفتى : او ترا به اين خيال انداخت كه چيزى نزد او دارى ( النوادر فى اللغه 523 ) .
( 2 ) يا با او فرشتگانى همراه و قرين آمدهاند .