تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 172

مساهمون:

ص١٧٢
شعر به كار ميرود .

قرع

: القَرْعُ : زدن چيزى به چيزى ديگر و كوبيدن دو چيز به يكديگر . قَرَعْتُهُ بالمِقْرَعَةِ : او را با چكش زدم ، در آيات :
كَذَّبَتْ ثَمُودُ وَ عادٌ بِالْقارِعَةِ
( 4 / حاقة ) .
الْقارِعَةُ
مَا الْقارِعَةُ ( 1 / قارعه ) « 1 » .

قرف

: اصل قَرْف و اقْتِرَاف : كندن پوست درخت و كندن پوست از روى جراحت است . قِرْف : پوست هر چيزى است . اقْتِرَاف : بطور استعاره در مورد كسب كردن و بدست آوردن چيزى خوب يابد به كار رفته . در آيات
سَيُجْزَوْنَ بِما كانُوا يَقْتَرِفُونَ
( 120 / انعام ) « 2 » .
هامش
( 1 ) ثمود و عاد حادثه كوبنده و ويران كننده را تكذيب نمودند سپس ثموديان با صاعقه‌اى ناگهانى به هلاكت رسيدند و عاديان با بادى طوفانى و سخت كه هفت روز و هشت شب آنها را در ميان گرفت و به هلاكت رسانيد . ( 2 ) به آنچه را كه از خوب و بد عمل كرده‌اند و بدست آورده‌اند جزاء داده خواهند شد .
المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 172 | الراغب الأصفهاني / غلامرضا خسروى حسينى