قرطس
: القِرْطَاسُ « 1 » : ( كاغذ ) و آنچه كه در آن مىنويسند ، در آيات :
وَ لَوْ نَزَّلْنا عَلَيْكَ كِتاباً فِي قِرْطاسٍ
( 7 / انعام ) .
قُلْ مَنْ أَنْزَلَ الْكِتابَ الَّذِي جاءَ بِهِ مُوسى نُوراً وَ هُدىً لِلنَّاسِ تَجْعَلُونَهُ قَراطِيسَ
( 91 / انعام ) « 2 » .
هامش
( 1 ) واژه قرطاس كه به صورت مفرد و جمع در قرآن آمده معرّب شده از يونانى است كه براى اعراب ناشناخته نبوده و ( طرفة ) شاعر قبل از اسلام در شعرش آن را به كار برده و معادلش در عربى ( ورقه يا صحيفه ) و در فارسى ( كاغذ ) است .
بعد از اسلام اين اصطلاح به همان معناى يونانيش به كار رفته . در زبان عربى ( قرطاس ) به معنى چرم تيراندازى نيز هست . اصاب القرطاس : تيرش اصابت كرد . ازهرى هروى مىنويسد : قرطاس وسيله نگارش و نوشتن است كه از بردى مصرى ساخته مىشود ، در ادبيات فارسى هم اين واژه به همان ورق نوشتن به كار رفته است ناصر خسرو مىگويد :شكر و حمد ترا زبان قلم است * بندگان را و روز و شب قرطاسابن ابى اصيبعه مىگويد : القرطاس و هو اسم رومى لا عربى . ابن نديم تاريخچه كاغذها و قرطاس را و اينكه چگونه آيات قرآن پس از نوشته شدن بر قرطاسها يا چرمها و استخوانها بر كاغذها منتقل شد نوشته است و مسلمين از آغاز تاريخ خود « پاپيروس » بردى را از مصريان گرفتند و در قرن اخير مقدار زيادى از اين اوراق كه بر آنها به خط عربى كتابت شده بدست آمده است .
( تهذيب اللغه 9 / 390 - طبقات الاطباء 249 - الفهرست / ابن نديم ص 31 عربى ) .
( 2 ) اشاره به رفتار خدعه آميزى است كه اهل كتاب نخست وحى و نزول .