نقطه مقابل اقرار - انكار - است ولى - جحود - همان انكار زبانى است به غير از نيت و خاطر كه شرح آن قبلا گذشت . ( در ذيل واژه جحد ) « 1 » . ، در آيات :
ثُمَّ أَقْرَرْتُمْ
وَ أَنْتُمْ تَشْهَدُونَ ( 84 / بقره ) .
ثُمَّ جاءَكُمْ رَسُولٌ مُصَدِّقٌ لِما مَعَكُمْ لَتُؤْمِنُنَّ بِهِ وَ لَتَنْصُرُنَّهُ قالَ أَ أَقْرَرْتُمْ وَ أَخَذْتُمْ عَلى ذلِكُمْ إِصْرِي قالُوا أَقْرَرْنا
( 81 / و 82 / آل عمران ) « 2 » ، گفته شده :
قَرَّتْ : تَقِرُّ و يومٌ قَرٌّ و ليلةٌ قَرَّةٌ : روزى و شبى سخت سرد .
قُرَّ فلانٌ فهو مَقْرُورٌ : سرما زده شد .
هامش
( 1 ) ابن فارس مىنويسد : ( ق - ر ) دو ريشه صحيح دارد :
1 - قرّ - دلالت بر سردى دارد .
2 - قرّ - دلالت بر تمكن و استقرار .
و معنى اقرار كه نقطه مقابل جحود و انكار است از معنى دوم ناشى مىشود .
اذا اقر به حق فقد اقره قرارة ( مقائيس اللغه - 5 / 8 ) همين كه به حق اقرار كرد تمكن يافت . ابو العباس مبرد - از - ابن اعرابى نقل مىكند كه - قر - يعنى تكرار كردن كلمات با صداى بلند در گوش ناشنوا تا اينكه بفهمد .
اقررت الكلام لفلان اقرارا : سخن را براى او به روشنى بيان كردم تا فهميد .
فراء مىگويد : در آيه :وَ قَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ- 33 / احزاب ) همان وقار و آرامش است كه زنان پيامبر صلّى اللّه عليه و آله بايستى آن را رعايت كنند ( تهذيب اللغه 8 / 276 ) .
( 2 ) آنگاه رسولى تصديق كننده آنچه را از كتاب خداى كه همراهتان است بسوى شما آمد براى اينكه به او ايمان آوريد و ياريش كنيد ، گفت : آيا اقرار كرديد و پذيرفتيد كه تكليف به گردن گيريد گفتند آرى پذيرفتيم .