أسخن اللّه عينه : خداوند او را بگرياند و اشك گرم از ديدگانش جارى شود .
[ ماء مسخن : آب گرم ] .
و نيز گفتهاند : قرة أعين - در آيه اخير ( 74 / فرقان ) از - قرار - است كه در آن صورت معنى آيه اينستكه « عباد الرحمن » از خداوند مىخواهند كه به آنها چيزى ببخشد و عطاء كند كه چشمانشان با ديدن آن آرامش يابد و به ديگرى غير از خداى چشم ندوزند و ننگرند :
أَقَرَّ بالحقّ : به حق اعتراف كرد و آن را در جايش ثابت و استوار ساخت .
تَقَرَّرَ الأمرُ على كذا : آن امر حاصل شد و بدست آمد .
قَارُورَة : شيشه كه معروف است جمعش - قَوَارِير ، در آيات :
قَوارِيرَا
مِنْ فِضَّةٍ ( 16 / انسان ) .
صَرْحٌ مُمَرَّدٌ مِنْ قَوارِيرَ
( 44 / نمل ) .
يعنى : قصر آينه و آينه كارى شده . ( سخن بلقيس ملكه سباست كه با برخورد به جلالت حضرت سليمان عليه السّلام اسلام آورد ) .
قرب
: قُرْب و بُعْد - يعنى نزديكى و دورى ، نقطه مقابل هم هستند ، مىگويند :
قَرُبَتْ منه أَقْرُبُ قَرَّبْتُهُ أُقَرِّبُهُ قُرْباً و قُرْبَاناً : [ نزديكش شدم و نزديك ميشوم و او را به خود نزديك كردم او را نزديك مىكنم ] كه در موارد زير به كار ميرود :