و در آيات :
وَ قَذَفَ
فِي قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ ( 26 / احزاب ) .
بَلْ نَقْذِفُ
بِالْحَقِّ عَلَى الْباطِلِ ( 18 / انبياء ) .
يَقْذِفُ
بِالْحَقِّ عَلَّامُ الْغُيُوبِ ( 48 / سبأ ) .
يُقْذَفُونَ
مِنْ كُلِّ جانِبٍ دُحُوراً ( 8 / صافات ) « 1 » .
واژه - قَذْف - مثل واژه - رمى - در معنى عيبجويى و ناسزا گفتن استعاره شده است .
قرر
: قَرَّ في مكانه يَقِرُّ قَرَاراً - وقتى است كه كسى يا چيزى در جايش ثابت بماند و همچون جماد بىحركت شود و اصلش از - قُرّ - است يعنى سرماى شديدى كه اقتضاى سكون و بىحركتى دارد و - حرّ - يعنى گرما و حرارت كه اقتضاى حركت دارد .
در آيه :
وَ قَرْنَ
فِي بُيُوتِكُنَّ ( 33 / احزاب ) كه - قِرْنَ - هم خوانده شده كه گفته شده اصلش - اقْرَرْنَ - است كه تحقيقا يك حرف ( ر ) حذف شده ، مثل آيه :
فَظَلْتُمْ تَفَكَّهُونَ
( 65 / واقعه ) يعنى - ظللتم « 2 »
هامش
گر فراموشت كند لطف خداى * چون رهى زين كشتى بىناخداى ؟گر نيارد ايزد پاكت به ياد * آب ، خاكت را دهد ناگه به بادوحى آمد كاين چه فكر باطل است * رهرو ما اينك اندر منزل استپرده شك را برانداز از ميان * تا ببينى سود كردى يا زيان( جوامع الجامع 2 / 421 - ديوان پروين اعتصامى 236 ) .
( 1 ) از هر سوى پرت و دورشان كنند .
( 2 ) مىگويد اگر زراعتى كه كاشتهايد خشك كنيم شگفت زده ميشويد .