ركب فلان مَقَادِيمَةُ : وقتى است كه كسى به روى در افتد . قَادِمَةُ الرّحلِ : جلو زين ستور .
قَادِمَةُ الأطبّاءِ : پيشواى پزشكان .
قَادِمَةُ الجناحِ : طلايهى كرانه لشكر .
مُقَدَّمَةُ الجيشِ : طلايهى سياه .
در تمام اين عبارات واژه قَادِم و مقدمه به اعتبار تقدم و پيش بودن در نظر گرفته مىشود .
قذف
: القَذْفُ : دور افكندن ، كه به اعتبار معنى دورى در اين واژه گفته مىشود .
منزل قَذَفٌ و قَذِيفٌ : خانهاى دور .
بلدةٌ قَذُوفٌ : شهر و بلدى دور .
در آيه :
فَاقْذِفِيهِ
فِي الْيَمِّ ( 39 / طه ) يعنى او را در دريا بيفكن « 1 » .
هامش
( 1 ) اشاره به سبدى است كه موسى عليه السّلام را در آن نهاده بودند و به مادر موسى الهام مىشود كه او را در دريا بيفكند و به گفته مولف جوامع الجامع : روايت شده است كه - اوحينا - در معنى - الهمناها - است .
پروين اعتصامى آن قصه را در قصيدهاى به نام لطف حق چه زيبا سروده است كه چند بيت آن چنين است :مادر موسى چو موسى را به نيل * در فكند از گفته رب جليلخود ز ساحل كرد با حسرت نگاه * گفت كاى فرزند خرد بىگناه .