قدم
: القَدَمُ : گام و پيش پاى ( در همه جانداران ) جمعش - أَقْدَامٌ ، در آيه :
وَ يُثَبِّتَ بِهِ الْأَقْدامَ
( 11 / انفال ) « 1 » .
و واژه تَقَدُّم و تأخر به همين اعتبار در نظر گرفته شده .
تَقَدُّم : پيشى داشتن و پيشى جستن ، چنان كه قبلا گفتيم چهار وجه دارد « 2 » .
ولى - حديث و قَدِيم - يا به اعتبار دو زمان گذشته و حال گفته مىشود و يا به اعتبار شرافت و بزرگوارى مانند - فلان مُتَقَدَّمٌ على فلان - يعنى از او شريفتر است و يا اينكه وجود غير او جز با بودن وجود او درست نيست مثل اينكه مىگويى :
الواحد متقدّم على العدد - يعنى عدد واحد و نخستين عدد بر ساير اعداد پيشتر و جلوتر است مقصود اين استكه اگر بيشتر شدند و بالا رفتن عدد واحد توهم شود اعداد هم بالا ميروند و بيشتر ميشوند .
قِدَمٌ - وجودى است موجود در زمان گذشته و - بقاء - وجودى است موجود در حال و آينده . در وصف خداى وارد شده است كه - يا قديم الإحسان .
هامش
( 1 ) تقاضاى مؤمنين در جنگ از خداست و خداوند اشاره به يارى فرشتگان و تسلط خواب و استراحت بر آنها و نزول باران رحمت بطوريكه آلايش شيطانى و بيم و هراس را از آنها دور نمود و با آن يارى نمودن قدمهاشان را استوار مىساخت .
( 2 ) چهار وجهى كه راغب رحمه اللّه مىگويد : كما ذكرنا فى قبل - همان چهار وجهى است كه در ذيل واژه - رفع - بيان كرده : 1 - پيشى داشتن مكانى ، 2 - پيشى داشتن از نظر زمان ، 3 پيشى داشتن در خاطره و ذكر ، 4 پيشى جستن در مقام و منزلت ، كه اين چهار وجه براى - رفع - يعنى برآوردن نيز همينطور است .