تطهيرى است كه به معنى ازاله و بر طرف كردن پليدى محسوس از چيزى است .
در آيه :
وَ نَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَ نُقَدِّسُ
لَكَ ( 30 / بقره ) يعنى اشياء و پديدهها را به فرمانت تطهير و پاك مىكنيم و نيز گفته شده يعنى ترا تقديس مىكنيم و با قدس و پاكى توصيفت مىنمائيم .
و آيه :
قُلْ نَزَّلَهُ رُوحُ الْقُدُسِ
( 102 / نحل ) مقصود جبرئيل عليه السّلام است از جهت اينكه از پيشگاه خداى با قدس و پاكى نازل مىشود و فرود مىآيد يعنى با قرآن و حكمت و فيض الهى كه نفوس و جانهاى ما را پاك مىكند .
بَيْتُ المُقَدَّسِ : جائى است كه از نجاست معنوى يعنى شرك پاك است و همچنين - ارض مقدسة - خداى تعالى گفت :
يا قَوْمِ ادْخُلُوا الْأَرْضَ الْمُقَدَّسَةَ
الَّتِي كَتَبَ
هامش
ليث مىگويد : قدّرت الشىء : آن چيز را آماده كردم و - تقدير - هم وجوهى دارد :
1 - انديشيدن و تفكر در ساختن كارى و آماده كردن آن .
2 - نشانههايى بر چيزى كه آن را جدا جدا نشان كند .
3 - تقدير در معنى نيت كردن در كارى كه تصميم انجامش هست .
قدّرت امر كذا و كذا : نيت آن كار كردم و مصمم بر انجام آن شدم .
و - مقدار الانسان : اندازه عمر در زندگانى ( تهذيب اللغة 9 / 22 تا 25 ) .
تفسير و توضيح معنى - قدر - در پرسشى كه از على عليه السّلام نمودهاند و پاسخ او به خوبى روشن مىشود و سئل عن القدر ، قال : طريق مظلم فلا تسلكوه و بحر عميق فلا تلجوه و سر اللّه فلا تتكلفوه : يعنى - قدر - و اعتقاد به قدر كه يكسره كارها و افعال را به خود نسبت دهيم راهى است تاريك ، در آن گام ننهيد و دريايى است ژرف ، وارد آن نشويد و رازى است خدايى ، خود را براى فهم آن به زحمت نيندازيد .
( ص 526 ، حكمت 287 ) .