حديد ) « 1 » .
پس سخن گفتن در مورد اين آيه اختصاص به تأويل دارد .
قِدْر : ديگ ، اسمى است براى چيزى كه در آن گوشت پخته مىشود ، در آيه :
وَ قُدُورٍ
راسِياتٍ ( 13 / سبأ ) .
قَدَرْتُ اللّحمَ : گوشت را در ديگ پختم .
قَدِير : پخته شده در ديگ .
قُدَارٌ : پزنده يا طباخ و نيز قصاب ، شاعر مىگويد :
ضرب القُدِارِ نقيعة القدّام « 2 » .
قدس
: التَّقْدِيسُ : تطهير و پاك كردن خداوند بندگان را ، كه در آيه :
وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً
( 33 / احزاب ) ذكر شده است اين گونه تطهير غير از
هامش
( 1 ) تا اهل كتاب گمان نكنند كه بر چيزى از فضل و كرم خداى توانايى و قدرت دارند ، فضل و كرم به دست او استالْفَضْلَ بِيَدِ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشاءُ وَ اللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِكه مقصود همان عزت و برترى معنوى و اخروى است نه مادى و دنيائى .
( 2 ) شعر از مهلهل است ، مىگويد :انّا لنضرب بالصّوارم هامهم * ضرب القدار نقيعة القدّامازهرى مىگويد : در بعضى از اخبار آمده است كه كشنده ناقه ثمود نامش - قدار - بوده از اين روى اعراب به كسى كه ذبح كننده حيوانات است به صورت تشبيه به او - قدار - مىگويند چنان كه مهلهل شاعر قبل از اسلام گفته است : ما سرهاى آنها را با شمشيرهامان مىزنيم مثل زدن قدار ( ذبح كننده ) به نخستين ذبيحة مثل كشنده شتران .