فرّاء - عبارت - قد زيدا را هم گفته است او اينرا با عبارتى كه از اعراب شنيده است يعنى قدنى و قَدْك - قياس كرده است صحيح آن اينستكه - قد - با اسم ظاهر به كار نميرود بلكه از اعراب و علماء به صورت مضمر حكايت شده است « 1 » .
قدر
: القُدْرَةُ ( توانايى و نيرو ) : هر گاه انسانى با اين واژه وصف شود در آن صورت - قدرة - اسمى است براى شكلى و هيئتى از او كه مىتواند چيزى از كارى را انجام دهد . و هر گاه خداى تعالى با واژه - قدرة - وصف شود در آن صورت نفى عجز از او شده است و محال است كه معنا غير از خداى ، ديگرى با واژه قدرت مطلقه وصف شود هر چند كه لفظا بر او اطلاق گردد بلكه حق اين است كه گفته شود :
قَادِرٌ على كذا - وقتى كه گفته مىشود - هو قادر - بر روش مقيد نمودن اوست و از اين روى هيچ احدى غير از خداى با واژه قُدْرَة از وجهى توصيف نميشود مگر اينكه از جهت ديگر با عجز وصف شود و خداى تعالى كسى است كه از هر جهت عجز و ناتوانى از او منتفى است .
قَدِيرٌ - فاعلى است براى انجام آنچه كه مىخواهد به اندازه اقتضاى حكمت انجام دهد كه انجام آن فعل يا اعمال آن قدرت نه افزون شونده بر قدرت اوست و نه كم كننده از قدرت او لذا صحيح نيست كه واژه قدير ، غير از خداى ديگرى با آن توصيف شود ، مثل آيه :
هامش
( 1 ) قدنى و قدك - با ضمير همراه است و صحيح است اما - قد زيدا - كه با اسم همراه شده غلط است .