قحم
: اقْتِحَام : افتادن و واقع شدن در ميان ورطهاى هولناك .
هامش
در روزى كه بدست خالد بن وليد مظلومانه كشته شد گفت وجود تو مرا به كشته شدن برخورد داد زيرا دفاع از تو واجب و حمايت تو بر عهده من است . ! همسرش زيبا بود و خالد پس از كشتن شوهرش او را بهمسرى خويش گرفت .
از اين حديث به خوبى انگيزه قتل مالك بدست خالد كاملا روشن مىشود .
و ابن عبد ربه در كتاب با ارزش - عقد الفريد - چند مورد به اين امر اشاره كرده و نارضايتىها را هم از اين قتل و كشتار بيان كرده .
در مرثيهاى كه برادرش متمم بن نويره سروده ميگويد .لعمرى و ما دهرى بتابين هالك * و لا جزع ممّا المّ فاوجعافان تكن الايّام فرّقن بيننا * فقد بان محمودا أخى حين ودّعافلمّا تفرقنا كانّى و مالكا * لطول اجتماع لم تبت ليلة معاسقى اللّه ارضا حلها قبر مالك * ذهاب الفؤادى المد جنّات فامرعااين مرثيه بيست بيت است كه بگفته صاحب عقد الفريد از نظر محتوى امّ المراثى - است ميگويد - سوگند به جان خودم اين شعر براى مرده و ميتى كه برايش بىتابى كنم نيست بلكه در مدح اوست .
اگر روزگاران ميان من و او جدائى افكند ، او بحقيقت زمانى كه ما را وداع كرد محمود و شايسته و پسنديده بود .
همين كه من و مالك جدا شديم شب بر من آنقدر طولانى شد كه گوئى روزى در پى ندارد خداوند زمينى و آرامگاهى كه مالك را در بر گرفته است با بارانهاى رحمت و پىدرپى سيراب كند ، ( النهايه 4 / 15 ابن اثير - عقد الفريد 1 / 120 و 2 / 114 و 3 / 263 ابن عبد ربه اندلسى ) .