تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 132

مساهمون:

ص١٣٢
از آخرت در حكم مردگانند مگر نمىبينى كه چنان كسان را خداوند با آيه :
أَمْواتٌ غَيْرُ أَحْياءٍ
( 21 / نحل ) وصف كرده است و بر اين اساس گفت :
وَ لا تَقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ
( 29 / نساء ) آيا نمىبينى كه در اين باره گفت : هر كه به باطل تجارت كند خود را به آتش افكنده
وَ مَنْ يَفْعَلْ ذلِكَ
( 30 / نساء ) « 1 » ( يعنى ستم كند ) . در آيه :
لا تَقْتُلُوا الصَّيْدَ وَ أَنْتُمْ حُرُمٌ وَ مَنْ قَتَلَهُ
مِنْكُمْ مُتَعَمِّداً فَجَزاءٌ مِثْلُ ما قَتَلَ مِنَ النَّعَمِ ( 95 / مائدة ) . در اين آيه لفظ قتل را غير از ذبح و كشتن شرعى حيوان ياد كرده است زيرا قتل اعم از آن الفاظ است تا هشدارى و آگاهى بر اين باشد كه فوت روح يا كشتن بهر صورت كه باشد ( در مسجد الحرام و در حالت احرام ) ممنوع است . مىگويند : أَقْتَلْتُ فلاناً : او را در معرض كشتن قرار دادم . اقْتَتَلَهُ العشقُ و الجنُ : عشق و پرى يا جن او را به هلاكت رساند كه فقط در اين دو مورد به كار ميرود و در غير آنها گفته نمىشود . اقْتِتَال - مثل - مقاتله است ، در آيه :
مِنَ الْمُؤْمِنِينَ اقْتَتَلُوا
( 9 / حجرات ) « 2 » .
هامش
( 1 ) دو عبارت اخير از دو آيه پيوسته است كه اشاره به دشمنى و ستم اقتصادى دارد كه هر گاه يك جامعه وضع اقتصاديشان و در حقيقت خوراكشان بر باطل باشد خود را كشته‌اند و هر كس از روى دشمنى و ستم چنان كند در حقيقت خود را به آتش رسانده است و مردگانى به صورت زندگانند . ( 2 ) ابن اثير در حديثى كه از زبان مالك بن نويره‌ست و بدست خالد بن وليد مظلومانه كشته شد و خشم صحابه را برانگيخت مينويسد : و فى حديث خالد « ان مالك بن نويره قال لامراته يوم قتله خالد : اقتلتنى » اى عرضتنى للقتل بوجوب الدفاع عنك و المحاماه عليك ، و كانت جميلة و تزوجها خالد بعد . » يعنى مالك كه مسلمانى و سرپرست قبيله‌اى مسلمان بود به همسر خويش .