تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 129

مساهمون:

ص١٢٩
رجلٌ قَاتِر : مردى ضعيف و لاغر اندام گويى كه از لاغرى و ضعف چون دودى است كه از نظر سبك وزنى به هوا ميرود و همچون عبارت - هو هباء : - است يعنى او از سبكى در هوا پراكنده است . ابنُ قِتْرَةَ : مارى كوچك و لاغر اندام . قَتِير : نوك ميخهاى زره .

قتل

: اصل قَتْل زايل كردن روح از جسد است مثل مرگ و موت ، ولى به كار بردن واژه - قتل - به اعتبار كارى است كه قاتل انجام ميدهد و اگر به اعتبار فوت شدن حيات و زندگى باشد موت به كار ميرود .
أَ فَإِنْ ماتَ أَوْ قُتِلَ
( 144 / آل عمران ) « 1 » .
فَلَمْ تَقْتُلُوهُمْ
وَ لكِنَّ اللَّهَ قَتَلَهُمْ ( 17 / انفال ) .
هامش
( 1 ) قسمتى از آيه‌اى است در باره وفات پيامبر صلّى اللّه عليه و آله كه معناى درست و صحيح عملى انقلاب از آن فهميده مىشود زيرا در اثر بعثت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله جامعه مسلمين : 1 - از جهل به علم . 2 - از كفر و شرك به ايمان و توحيد . 3 - از ظلم و ستم به قسط و عدل . 4 - از فساد به صلاح و شايستگى . 5 - و از نادرستى و ناتندرستى به سلامتى و تندرستى فردى و اجتماعى رسيده بودند و خداوند مىفرمايد آيا اگر پيامبر صلّى اللّه عليه و آله وفات كرد شما از اين اصول متعالى مىتوانيد بازگرديد كه هر كس چنان كند زيانى به خداى نميرساند جز بازگشت به جاهليت و سقوط در همان حالات منحط گذشته اما نيكوكاران و شكرگزاران پاداششان را خداى ميدهد .