قتر
: القَتْرُ : كم كردن هزينه و نفقه است [ تنگ نظرى در معيشت و خرج زندگى ] نقطه مقابل اسراف است كه هر دو صفت يعنى ( قَتْر ) و ( اسراف ) ناپسند و مذموم است .
در آيه :
وَ الَّذِينَ إِذا أَنْفَقُوا لَمْ يُسْرِفُوا وَ لَمْ يَقْتُرُوا
وَ كانَ بَيْنَ ذلِكَ قَواماً ( 67 / فرقان ) « 1 » .
رجلٌ قَتُورٌ و مُقْتِرٌ : مرديكه در خرج كردن سختگير است .
در آيه :
وَ كانَ الْإِنْسانُ قَتُوراً
( 100 / اسراء ) تنبيه و آگاهى به چيزى است كه در انسان از بخل سرشته شده است مثل آيه :
وَ أُحْضِرَتِ الْأَنْفُسُ الشُّحَّ
( 128 / نساء ) « 2 » .
قَتَّرْتُ الشّيءَ و أَقْتَرْتُهُ و قَتَّرْتُهُ : آن را كم نمودم :
هامش
و قرض تعهدش در محتواى آن قبالة است پسنوشتهاى كه در آن چنان التزامى در باره عمل يا وام و غير از آن نوشته مىشود - قباله - با فتحه ( ق ) است .
( المصباح المنير 2 / 166 ) .
( 1 ) اين آيه يكى از نشانههاى ( عباد الرحمن ) است كه درجهاى برتر از بنى آدم دارند و يكى از صفاتشان ايجاد جامعهاى معتدل بر پايه ارزش استوارى است كه از افراط و تفريط بدورند و چنان جامعهاى با چنان بندگانى پيشواى پرهيزكاران هستند كه مىگويند :( وَ اجْعَلْنا لِلْمُتَّقِينَ إِماماً )- 74 / فرقان ) و پاداششان در پايدارى و استقامت دريافت درود و سلام از خداست كه در بهشت جاودانه استقرار دارند .( أُولئِكَ عَلَيْهِمْ صَلَواتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَ رَحْمَةٌ ).
( 2 ) قسمتى از آيهاى است در باره اختلاف دو همسر و آگاه نمودن آنها بر امرى .