تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 126

مساهمون:

ص١٢٦
براى مكانى است كه در موقع نماز به آن توجه مىشود و روى مىآورند ، مثل آيه :
فَلَنُوَلِّيَنَّكَ قِبْلَةً تَرْضاها
( 44 / بقره ) « 1 » . قَبُول : باد صبحگاهى است ، علت نامگزاريش براى اين است كه به سوى قبله مىوزد . قَبِيلَة الرأسِ : محل پيوند استخوان سر . شاةٌ مُقَابَلَةٌ : گوسفندى كه از ناحيه گوش ، گوشش چاك خورده و بريده شده است . قِبَالُ النّعلِ : بند كفش ، [ قِبَالُ البعيرِ : افسار و دهانه شتر . ] قَابَلْتُهَا : براى آن بندى قرار دادم . القَبَلُ : عاج فيل . قُبْلَة : مهره‌اى كه ساحران مىپندارند انسانى را به سوى ديگرى متمايل مىكند . و از اين تعبير - معنى بوسيدن است ، جمعش - قُبَلٌ - فعل آن - قَبَّلْتُهُ ، تَقْبِيلًا - است يعنى بوسيدمش « 2 »
هامش
( 1 ) ترا به سوى قبله‌اى كه از آن خشنود خواهى بود برمىگردانيم و عهده‌دار آن مىكنيم . ( 2 ) ابو زيد انصارى مصدر رو برو شدن يا مواجهه را يا شش واژه ذكر مىكند مىگويد : لقيت فلانا ( قبلا ، مقابلة ، قبلا ، قبلا ، قبلّيا ، قبيلا ) كه همه در يك معنى است و آن چهره به چهره رو برو شدن است ، ( النوادر فى اللغه 569 ) . رجل مقابل و مدابر : وقتى است كه كسى از جهت پدر و مادر بزرگوار و اصيل باشد ، ( تهذيب اللغه 9 / 168 ) . اما - قبالة - با فتحه ( ق ) سند مكتوبى است كه انسان ملتزم به عمل يا دين .