در معنى جماعت و گروه ، و گفته شده -
قَبِيلًا
- در آيه اخير يعنى - كفيلا - و اين معنى از عبارتى است كه مىگويند :
قَبَلْتُ فلاناً و تَقَبَّلْتُ به : او را كفالت و ضمانت كردم .
مُقَابَلَة : معاينه و ديدن .
فلان لا يعرف قَبِيلًا من دبير : آنچه را كه زن ريسنده در موقع از بافتن رشتهها پس و پيش مىآورد پس :
مقابلة و تَقَابُل : رو برو شدن بعضى با بعض ديگر يا جسما و يا با عنايت و محبت و احترام و بزرگداشت ، چنان كه گفت :
مُتَّكِئِينَ عَلَيْها مُتَقابِلِينَ
( 6 / / واقعة ) .
إِخْواناً عَلى سُرُرٍ مُتَقابِلِينَ
( 47 / حجر ) .
و لي قِبَلَ فلانٍ كذا : چيزى از من نزد او هست در حضورش است .
وَ جاءَ فِرْعَوْنُ وَ مَنْ قَبْلَهُ
( 17 / هود ) « 1 » .
فَما لِ الَّذِينَ كَفَرُوا قِبَلَكَ
مُهْطِعِينَ ( 36 / معارج ) « 2 » .
واژه - قِبَل - بطور استعاره براى قوت و قدرت بر مقابله يا پاداش دادن به كار ميرود ، مىگويند :
لا قِبَلَ لى بكذا : نمىتوانم و در قدرتم نيست كه با او مقابله كنم ، در آيه :
فَلَنَأْتِيَنَّهُمْ بِجُنُودٍ لا قِبَلَ لَهُمْ بِها
: ( 37 / نمل ) يعنى سپاهيانى بر ايشان مىآوريم كه توانائى دفاع و مقابله كردن با آن را ندارند .
قِبْلَة : در اصل اسمى است براى حالتى كه به آن حالت روى مىآورند مثل - جلسة و قعده [ حالت نشستن ] و در سخن معمولى و متعارف - قبلة - به صورت اسم
هامش
( 1 ) فرعون و هر كه در حضورش بودند آمدند .
( 2 ) كفار در حضورت فروتن و خاموش نيستند و تواضع ندارند .