قابل : كسى است كه دلو را از چاه پيش مىآورد و آن را مىگيرد .
قَابِلَة : زنى است كه نوزاد را هنگام زائيدن مادر پيش مىآورد .
قَبِلْتُ عذرَهُ و توبته و غيره : عذر و توبهاش را پذيرفتم .
تَقَبَّلْتُهُ : به عهده گرفتم ، در آيات :
وَ لا يُقْبَلُ
مِنْها عَدْلٌ ( 123 / بقره ) .
وَ قابِلِ
التَّوْبِ ( 3 / غافر ) .
هُوَ الَّذِي يَقْبَلُ
التَّوْبَةَ ( 25 / شورى ) .
إِنَّما يَتَقَبَّلُ
اللَّهُ ( 27 / مائدة ) .
تَقَبُّل : قبول كردن چيزى است بر وجه ثواب مثل قبول هديه و مانند آن .
در آيه :
أُولئِكَ الَّذِينَ نَتَقَبَّلُ
عَنْهُمْ أَحْسَنَ ما عَمِلُوا ( 16 / احقاف ) « 1 » .
و آيه :
إِنَّما يَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِينَ
( 27 / مائدة ) هشدارى است بر اينكه هر عبادتى مقبول نيست بلكه در صورتى مقبول مىشود كه بر وجه مخصوصى باشد [ از دلى و خاطرى و انديشهاى بر اساس پرهيزكارى باشد . ] در آيه :
فَتَقَبَّلْ
مِنِّي ( 35 / آل عمران ) به اعتبار معنى كفالت است .
قُبَالَة : ضمانت و كفالت ، زيرا تكفل كردن ، استوارترين و موكدترين
هامش
( 1 ) اين آيه بعد از نشانههاى بهشتيان در دنياست كه مىگويد : كسانى كه نام خدا مىبرند و در راه او استقامت مىورزند بيم و حزنى بر آنها نيست و جزاى كردارشان خلود در بهشت است ، انسان را به پدر و مادرش سفارش كرديم و چنين انسانهايى همواره سپاسگزار نعمت خداوندند و دعا مىكنند كه به كار شايستهاى كه خشنودى تو در او است موفق گرديم و در خاندانم شايستگى قرار ده كه من بازگشت كننده به سوى تو هستم ، و از مسلمين اينچنين كسانند كه خداوند كارهاى نيكشان را مىپذيرد و از زشتىشان در مىگذرد و در گروه بهشتيانند و وعده صدق خداوند به آنها مىرسد .