و يا برترى و فضيلت اخروى ، مانند آيات :
وَ الَّذِينَ اتَّقَوْا فَوْقَهُمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ
( 212 / بقره )
فَوْقَ الَّذِينَ كَفَرُوا
( 55 / آل عمران ) .
ششم - فوق به اعتبار قهر و چيرگى و تسلط ، مثل آيه :
وَ هُوَ الْقاهِرُ فَوْقَ عِبادِهِ
( 18 / انعام ) .
و همچنين از سخن فرعون كه گفت :
إِنَّا فَوْقَهُمْ قاهِرُونَ
( 127 / اعراف ) و از واژه - فوق - عبارت فَاقَ فلانٌ غيره يَفُوقُ - ساخته شده وقتى كه بر او برترى يابد و اين معنى از واژه فوقى است كه در مورد فضيلت به كار ميرود ( معنى پنجم ) .
از واژه فوق عبارت - فُوقُ السّهمِ و سهمٌ أَفْوَقُ - مشتق شده يعنى نيزه و تيرى كه سر آن شكسته شده .
إِفَاقَة : به هوش آمدن و بازگشتن فهم بعد از بيهوشى و سكر است يا بعد از ديوانگى و نيز به معنى قوت و نيرو بعد از بيمارى است .
الإِفَاقَة فى الحلب : بازگشتن شير به پستان و هر ريزشى بعد از رجوع و بازگشتن را هم - فِيقَةٌ - گويند .
فُوَاق : فاصله زمانى ميان دو دفعه دوشيدن شير [ فاصله دوشيدن در صبحگاه و شامگاه ] ، در آيه :
ما لَها مِنْ فَواقٍ
( 15 / ص ) « 1 » .
هامش
( 1 ) فراء - مىگويد در آيه :( وَ ما يَنْظُرُ هؤُلاءِ إِلَّا صَيْحَةً واحِدَةً ما لَها مِنْ فَواقٍ- 15 / ص ) كه - فواق و فواق - اگر خوانده شود هر دو به يك معنى است يعنى براى آنها پس از صيحه اول در آستانه قيامت راحتى و افاقهاى نخواهد بود كه اصلش از - افاقه - در معنى شير نخوردن نوزاد از مادرش است .
( معانى القرآن / فراء 2 / 400 - تهذيب اللغه 9 / 336 ) .