أَفَاضَ البعيرُ بجرّته : شتر را از جلو راند و كشيد .
درع مَفَاضَةٌ : زرهاى كه براى پوشندهاش فراخ و بزرگ است ، مثل عبارت :
درع مسنونة : زرهى ، ريختهگرى شده و قالبى و به اندازه ، كه از فعل سننت :
آب را ريختم ، گرفته شده است .
فوق
: فَوْق يعنى بالا ، اين واژه در مكان و زمان و جسم و عدد و مقام و منزلت به كار ميرود كه بر چند قسم است :
اول - به اعتبار علو و برترى ، مثل آيات :
وَ رَفَعْنا فَوْقَكُمُ
الطُّورَ ( 63 / بقره ) .
مِنْ فَوْقِهِمْ
ظُلَلٌ مِنَ النَّارِ ( 16 / زمر ) .
جَعَلَ فِيها رَواسِيَ مِنْ فَوْقِها
( 10 / فصلت ) .
نقطه مقابل فوق واژه تحت است ، در آيه :
قُلْ هُوَ الْقادِرُ عَلى أَنْ يَبْعَثَ عَلَيْكُمْ عَذاباً مِنْ فَوْقِكُمْ أَوْ مِنْ تَحْتِ أَرْجُلِكُمْ
( 65 / انعام ) « 1 » .
هامش
( 1 ) عبارت« مِنْ تَحْتِ أَرْجُلِكُمْ »در آيه ( 65 / انعام ) بسيار در خور دقت است زيرا نگفت : ( من فوقكم و من تحتكم ) چون كار و عمل و اقدام و گام برداشتن به سوى زشتىها و گناهان باعث عذاب مىشود و از زير پاها و گامها و قدمها در راه گناهان عذاب ايجاب مىشود و لذا عذاب تنها نتيجه عمل و اقدام است كه گفت :( تَحْتِ أَرْجُلِكُمْ )يعنى زير گامهاتان ، چنان كه در جاى ديگر فرمود :جَزاءً بِما كانُوا يَعْمَلُونَ- 17 / سجده ) بديهى است همانطور كه ايمان از سه ركن ( 1 - نيت يا معرفت دل ، 2 - گفتار و اقرار به زبان ، 3 - كردار شايسته ) ناشى مىشود و نتيجهاش پاداش در برابر عمل است كه از عمل نيك سر چشمه گرفته گناهان و عذاب نيز از ( 1 - نيت ، 2 - تصميم ، 3 - كردار ) كه همان اقدام و گام برداشتن است سر مىزند .