شده ) .
مكان فئر : جايى كه موش زياد است .
فوز
: الفَوْزُ : پيروزى و ظفر يافتن به خير و نيكى با حصول تندرستى ، در آيات :
ذلِكَ الْفَوْزُ الْكَبِيرُ
( 11 / بروج ) .
فازَ
فَوْزاً عَظِيماً ( 71 / احزاب ) .
ذلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْمُبِينُ
( 30 جاثيه ) .
ذلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ
( 13 / نساء ) .
أُولئِكَ هُمُ الْفائِزُونَ
( 20 / توبه ) .
مَفَازَةٌ « 1 » : بيابانى كه از نظر تفاؤل يا نيك انديشى اينچنين ناميده شده و هر وقت از بيابانى بىخير بگذرند و به فوز و پيروزى برسند - مفازة - گويند همانطور كه - قفر - هم كه به معنى بيابان است و سبب هلاكت ، عبور از آنجا باعث رستگارى نيز هست [ مفازة و قفر ] .
و هر كدام از اين نامها به مقتضاى تصوريكه از آن هست و در آنجا عارض
هامش
مخصوص ميسايند و مادهاى سياه رنگ ترشح مىكند كه همان مشك عنبر است و آن را براى فروش جمع مىكنند .
( 1 ) واژهنويسان - فوز - را پيروزى به خير و نجات از شر معنى كردهاند .
فاز بالخير ، فاز من العذاب - يعنى به خبر رسيدن دورى از عذاب است . فراء مىگويد : مفازة - در آيه ( 188 / آل عمران ) دور شدن از عذاب است . مبرد از ابن اعرابى نقل مىكند : فوز الرجل : وقتى است كه كسى در بيابان سفر كند . فوز :
وقتى است كه بميرد . فلات و بيابان را در صورتى - مفازة - گويند كه با مسافرت در آن جا دو شبانه روز به آبى نرسند ( تهذيب اللغة 13 / 264 ) .