فِي دِينِ اللَّهِ أَفْواجاً
( 2 / نصر ) .
فأد
: الفُؤَادُ [ دل ] مثل قلب است ولى فواد به اعتبار معنى افروخته شدن گرما و حرارت در آن است كه اينچنين ناميده شده .
تَفَؤُّدٌ يا توقّد يعنى تافتن و داغ شدن ، مىگويند :
فَأَدْتُ اللّحمَ : گوشت را بريان و كباب كردم .
لحمٌ فَئِيدٌ : گوشت كباب شده و بريان شده .
در آيات :
ما كَذَبَ الْفُؤادُ ما رَأى
( 11 / نجم ) .
إِنَّ السَّمْعَ وَ الْبَصَرَ وَ الْفُؤادَ
( 36 / اسراء ) .
جمع فُؤَاد - أَفْئِدَةٌ - است .
در آيات :
فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً مِنَ النَّاسِ تَهْوِي إِلَيْهِمْ
( 37 / ابراهيم ) « 1 » .
وَ جَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَ الْأَبْصارَ وَ الْأَفْئِدَةَ
( 68 / نمل ) .
وَ أَفْئِدَتُهُمْ
هَواءٌ ( 43 / ابراهيم ) .
نارُ اللَّهِ الْمُوقَدَةُ الَّتِي تَطَّلِعُ عَلَى الْأَفْئِدَةِ
( 7 / همزه ) . در اين آيه .
مخصوص گردانيدن - افئدة يعنى دلها - تشبيهى و هشدارى است بر زيادى تأثير آتش بر آن ، كه بعد از اين كتاب كتابى كه در علم قرآن است جاى ذكر و بحث آن خواهد بود .
هامش
ندارند وقتى به آتش داخل ميشوند دوستان فريب خوردهشان مىگويند شادكام نباشيد كه اين عذاب را شما براى ما فراهم ساختيد .
( 1 ) دعاى حضرت ابراهيم در باره خانواده خويش است كه در بيابان آنها را سكنى داده مىگويد پروردگارا دلهاى عدهاى از مردم را متوجه ايشان گردان و از ثمرات و رزق بهرهمندشان ساز ، بسا كه شكرگزارى كنند .