فكك
: الفَكُّ : گشودن [ دور كردن غم و اندوه ] .
فَكُّ الرهنِ : خلاص كردن گروى و رهن .
فَكُّ الرقبةِ : آزاد كردن بنده ، در آيه گفت :
فَكُّ رَقَبَةٍ
( 13 / بلد ) « 1 » در اين مورد دو سخن گفته شده :
اول - فك رقبة : همان آزادى برده و مملوك است و بلكه آزاد شدن نفس و جان انسان از عذاب با سخنان پاك و عمل صالح و آزاد كردن ديگرى به هر چه كه براى او از آن كار مفيد باشد .
دوم - فكّ رقبة : چيزى است كه براى انسان بعد از حصول هدايت حاصل مىشود و بدست مىآيد زيرا تا كسى هدايت نشده است نمىتواند و توانايى ندارد
هامش
عادت ده و چنين افرادى كه در راه حق پايدارى مىورزند بهترين خلقند .
( نامه 31 ص 393 - دكتر صبحى صالح ) .
( 1 ) يعنى آزاد كردن كسى كه زير بار بردگى و ستم است - ( اين آيه دومين منشور آزادى بردگان در اسلام و قرآن است ) اين موضوع در قرآن يكى از شرايط هدايت خدايى و رسيدن به اوج و شكوه آنست مىگويد . آيا براى انسان دو ديده بينا و لبها و زبانى گويا و هدايتى به سوى دو عظمت دنيوى و اخروى قرار ندادهايم ، پس چرا به كارهاى مشكل نمىپردازد ، مىدانى كار مشكل چيست ؟ آزاد كردن گردنى و انسانى از بردگى و در روز قحطى و سختى اطعام به يتيم و خويشاوند و مسكينى كه از شدت مسكنت بر خاك نشسته و مىخوابد ، سپس اين انسان از كسانى است كه ايمان آورده ، اينان يكديگر را به پايدارى در سختىها و به رحمت و لطف در باره آن كسان سفارش مىكنند .
از اين آيات اجتماعى و سياسى قرآن بروشنى مفهوم ايمان در عمل كه لازمه كمال و رشد است فهميده مىشود .