هميشه زنده بمانند .
دوم - فقرى كه از عدم كسب و كار ناشى مىشود كه در آيه :
لِلْفُقَراءِ
الَّذِينَ أُحْصِرُوا ( 273 / بقره ) يادآورى شده است تا آنجا كه مىگويد :
مِنَ التَّعَفُّفِ
يعنى صدقات مخصوص ضعفائيست كه ناتوانند و با عفت ( 273 / بقره ) .
و در آيات :
إِنْ يَكُونُوا فُقَراءَ
يُغْنِهِمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ ( 32 / نور ) .
إِنَّمَا الصَّدَقاتُ لِلْفُقَراءِ وَ الْمَساكِينِ
( 60 / توبه ) .
سوم - فقر نفسانى و روحى ، كه همان آزمندى است و مقصود سخن پيامبر است كه فرمود :
« كاد الفَقْرُ أن يكون كفرا » « 1 » .
هامش
( 1 ) يعنى آزمند و حريص و زيادت طلب ، پيوسته ، كارش به كفر و بىايمانى مىانجامد و به گفته راغب منظور فقر مادى نيست زيرا مؤمنين و خدا پرستان واقعى در طول تاريخ كسانى بودند كه آزمندى و طمعورزى و افزون طلبى را در روح و جان خويش همانند أبو ذرها و اصحاب صفه كشتهاند و در عين تنگدستى در اوج خداپرستى زندگى كردهاند ، افسوس كه تا اين زمان ديگر مفسران و صاحب نظران ، حديث پيامبر صلّى اللّه عليه و آله را غالبا به فقر مادى و اقتصادى توجيه كردهاند و حال اينكه با مصاديق قرآنى و تاريخى چيزى كه به كفر مىانجامد زر اندوزى و دنياپرستى و فقر نفسانى و روحى است كه آلودگى نفس و جان را به همراه دارد چنان كه گفت :( كَلَّا إِنَّ الْإِنْسانَ لَيَطْغى أَنْ رَآهُ اسْتَغْنى- 7 / علق ) و هميشه فرعونها و قارونها و قابيلها كارشان به كفر انجاميده نه ياران صفه و چوپانان و پابرهنگانى كه با تبرى و عصائى بدون داشتن زر و سيم و دستيارههاى زرين ، كاخ كفرپيشگان را از بن بركندهاند و نمونه بارز و زنده آن رزمندگان و شهداء و ايثارگران و روستائيان امروز كشور انقلاب اسلامى ما هستند كه در عين تنگدستى ، كوهى و اقيانوسى از ايمان و شهامت و شهادتند ولى كفر و بىايمانى در خاندان رفاهطلبان و عياشان و مستكبران .