و به چيزى كه از سوى فَاعِل انجام مىشود مىگويند : مَفْعُول و مُنْفَعِل كه بعضى از علماء ميان مَفْعُول و مُنْفَعِل فرق نهاده و گفتهاند مَفْعُول به اعتبار فعل فاعل گفته مىشود ولى مُنْفَعِل به اعتبار قبول فعل در نفس اوست ، پس - مفعول - اعم از منفعل است زيرا منفعل چيزى است كه فاعل قصد ايجاد آن را ندارد هر چند كه از فعل او بوجود آيد مانند سرخى چهره از شرم كه از ديدن انسانى او را فرا مىگيرد و طرب و سرورى كه از غنا حاصل مىشود و تحرك و برانگيخته شدن عاشق از ديدن مورد عشق خويش .
گفته شده براى هر فعل ، انفعالى است مگر ابداع يا آفريدنى كه از خداى تعالى است و ايجادى است از عدم نه اينكه در عرض و جوهر باشد بلكه خود
هامش
عترت را معرفى كرده است . ( تهذيب اللغه 8 / 78 ) .
و در ذيل واژه عتر - مىنويسد : عترة النبى صلّى اللّه عليه و آله اهل بيته و هم آله الذين حرّمت عليهم الصدقة المفروضة و هم ذوى القربى الذين لهم خمس المذكور فى سوره الانفال و هذا القول عندى اقربها - فعترة النبى صلّى اللّه عليه و سلم ولد فاطمة البتول عليهم السّلام ، سپس مينويسند :
حديث فوق از - ابن اعرابى است ، و شريك از قاسم بن حسان از زيد بن ثابت چنين نقل كرده است : قال رسول اللّه صلّى اللّه عليه و سلم « انى تارك فيكم الثقلين خلفى كتاب اللّه و عترتى .
محمد بن اسحاق مىگويد : هذا حديث حسن صحيح ، كه زيد بن ارقم و ابو سعيد خدرى به همين صورت عينا نقل نمودهاند : « فجعل العترة اهل البيت » ابو عبيد و ابن السكيت نيز همينطور گفتهاند .
( تهذيب اللغه 2 / 264 - لسان العرب 11 / 88 ) .
( بايد دانست كه سنت قطعى هم همان تطابق روش و سيره ائمه عليهم السّلام با قرآن و روش و سيره پيامبر است ) .