از آن طرف مأيوس شد ، در صدد وسايل ديگر برآمد . فدوى هم به پاره ملاحظات او را به اين طرف ترغيب نكرد و تكليف خود را در كنارهجويى ديد . به ديگران هم كه خواهش كرده بودند ، جواب داد مستأجرى جزيرهء هرمز براى فدوى شخصا و اختصاصا بىفايده بود و اين كار هم خارج از وظيفهء فدوى بود . فقط مقصودى كه اين بنده داشت اين بود كه عرض نمود و اگر فدوى در امر اجاره و استجاره و غيره دخالت داشت شرايط دولتخواهى و وظايف چاكرى را در كلّيهء قرار و مدار اين كار بالاطراف ملاحظه و مرعى مىداشت و منظور فدوى فقط جلب منافع شخصيه نبود . اين قبيل كارهاى سرحدى مثل امر جزيرهء هرمز و غيره كه پاره معادن دارد و محصول آن به خارج مىرود و اجانب چشم به سوى آن دارند . اگر به توسط كارگزارى بگذرد و منوط به تصديق اين چاكر گردد و بيشتر موافق منافع و مصالح دولت ابد شوكت خواهد بود زيرا كه فدوى به مقتضاى وظيفهء چاكرى ، اطراف كار را به واسطهء حضور در موقع از روى تحقيق و تدقيق ملاحظه كرده آن وقت عرضى يا تصديقى مىكند . بههرحال در صورتى كه بالكلّيه عمل جزيره با حاجى ناخدا على قطع نشده باشد فدوى موافق فرمايشات حضرت عالى اقدامات خواهد نمود .
انشاء اللّه تعالى كه نتيجه را تلگرافا يا كتبا عرضه خواهد داشت .
زياده جسارت است . ايام مرحمت مستدام باد .
[ بالاى سند سمت راست ] 12 جمادى الاخر 1313 .
سند شمارهء ( 326 ) مورخ : 1313 ق . / 1896 - 1895 م . از : كارگزارى بوشهر به : وزارت امور خارجه
تصدّق حضور مباركت شوم .
مورخهء ششم شهر حال به انضمام روزنامهء يك ماهه از طريق فارس انفاد حضور مبارك داشته ، اميد آنكه هنگام مقتضى از لحاظ مبارك گذشته باشد . در اين وقت لزوما به عرض اين عريضه جسارت مىنمايد .
روز گذشته عاليجاه عزت همراه شيخ صقر ، ضابط جزيرهء قشم ، شرحى در باب لاحم شدن بغلهء مسمى به سعد ، ملك عاليشأن حاجى عبد النبى تاجر بوشهرى ، به اين بندهء درگاه نوشته بود . اينك صورت مراسلهء مزبوره به انضمام سواد نوشتجات خير الحاج حاجى عبد النبى و آقا محمد رحيم ، ولد ايشان ، و حاجى محمد بن عباس تاجر بحرينى از لنگه و مكاتبهء ناخداى بغلهء مزبوره به جهت استحضار حضور مبارك اولياى دولت قويشوكت علّيه انفاد شده ، اميد كه از حضور معدلت ظهور مبارك بگذرد . چون لازم بود اين بندهء درگاه رسمانه صورت مراسلهء عاليجاه شيخ صقر به انضمام سواد همين نوشتجات مزبوره به جهت عاليجاه بلند جايگاه كرنل راص ، باليوز دولت بهيّهء انگليسيه مقيم بندر ابوشهر ، فرستاده صورت مراسله كه به عاليجاه معزى اليه نگاشته است به جهت استحضار حضور مبارك بندگان حضرت خداوندگارى انفاد نمود و همچنين مراتب مزبوره را به حضور مبارك جناب جلالتمآب بندگان اجل فرمانفرماى مملكت فارس دام اقباله العالى معروض داشته است كه اطلاعات لازمه حاصل فرمايند .
زياده جسارت ننمود . الباقى امره الاشرف الامجد الافخم مطاع مطاع .
سند شمارهء ( 327 ) مورخ : 19 جمادى الثانى 1313 ق . / 1895 م . از : كارگزارى بوشهر به : وزارت امور خارجه يا صدر اعظم
در باب جزيرهء هرمز روز چهاردهم جمادى الآخره تلگرافى كه ذيلا عرض مىنمايد رمزا در جواب تلگراف رمز حضرتعالى عرضه داشته . ورثهء حاجى جعفر كسى بوشهر نيست . قوام الملك به طرف ناخدا على مايل به توسط جناب امين الملك هرمز و بستانه را اجارهء پانزده ساله براى او خواسته ، شرايط را هم به ايشان عرض كرده . فدوى به ناخدا على حرف زد . اگر به او داده شد ، تعهّد كرده دويست تومان به حضرتعالى تقديم نمايد . اگر قبل از اين رجوع اين كار به فدوى شده بود ، ممكن بود بيشتر از اين خدمت كند . حالا هم اگر ممكن است مستدعى است كلّيه قرار كار را به فدوى رجوع فرمايند و احكام آن را هم به واسطهء فدوى ارسال دارند .
فدوى در اين باب با جناب قوام الملك مذاكره كرد . معلوم شد ايشان ابدا به كسان حاجى جعفر ميل ندارند و به توسط جناب مستطاب آقاى امين الملك دام اقباله العالى در مذاكرهء قطع و فصل اين كار براى حاجى ناخدا على هستند . پسر حاجى جعفر هم از قرارى كه فدوى تحقيق كرده است ، مشكل است بتواند از عهدهء خدمت برآيد و چون جناب قوام الملك اصرارى دارند كه اين كار به حاجى ناخدا على واگذار شود و جناب مستطاب اجل آقاى امين الملك را هم واسطه قرار دادهاند به نظر قاصر فدوى مناسب است حضرتعالى هم تقويت فرماييد كه انشاء اللّه به توسط خود حضرتعالى اين كار گذشته باشد و احكام و فرمان هم به واسطهء فدوى برسد .
ديروز كه پست رسيد و حضرت عالى از بابت تلگراف رمز اشاره فرموده بوديد ، فدوى حاجى ناخدا على را خواست و به او اظهار كرد كه حضرتعالى انشا اللّه توجّه خواهيد فرمود كه اين كار به او داده شود ولى لازم است كه شرايط آن را بگويد . از قرارى كه اظهار كرد