فداى منافع و مصالح دولت ابد شوكت قاهره نموده كسانى كه مصدر عشرى از خدماتى كه فدوى نموده نشده و نبودهاند و قدمت و سبقت در چاكرى دولت علّيه بر بنده نداشتهاند ، امروز صاحب امتيازات و القاب و مناصب هستند و بنده كه فقط براى خدمتگزارى و محض جان نثارى با اين مواجب قليل كه از ديوان مرحمت مىشود به اين گوشه قناعت كرده نبايد بدون هيچ تقصيرى اين طور مورد بىالتفاتى گردد . وقتى كه بنده مأمور بندر عباس شدم اعرابى كه در آنجا بودند چنان نفوذ و تسلّطى داشتند كه نمىگذاشتند يك نفر مأمور عجم در آنجا زيست كند و به همه جهت سالى ده دوازده هزار تومان به دولت علّيه تقديم مىكردند . پس از آن به واسطهء خدماتى كه بنده كردم و عرايض و راپرتها كه مىفرستادم به حمد اللّه تعالى به يمن توجّهات اولياى دولت علّيه اعراب از ميان رفتند و سال به سال بر ماليات آنجا افزوده شد تا اينكه حالا به اين درجه رسيده و بندر معتبرى شده است .
مرحمت و غفرانمآب مؤتمن الملك ، وزير امور خارجه طاب ثراه ، بعد از مراجعت از خراسان چون بر مراتب خدمتگزاريهاى بنده واقف بودند بدون اينكه بنده عرض و استدعايى كنم كارگزارى بوشهر را ضميمهء كارگزارى بندر عباس فرمودند و بنده تا چند سال قبل ، هر دو بندر را در اداره داشت و مشغول خدمتگزارى بود تا اينكه به سبب علت مزاج و اصرار طبيب قونسلگرى انگليس براى تغيير هوا مصّرا مستدعى مرخصى شد و الحمد اللّه تعالى از مرحمت حضرتعالى در عرض اين مدت مديد طورى از عهدهء خدمات مرجوعه برآمده كه همواره مورد تحسين و مرحمت اولياى دولت قاهره بوده و هيچ وقت احدى از داخله و خارجه حقا شكايتى از بنده ننموده و به قدر وسع در حفظ شئونات دولت ابد شوكت متبوعه و مراقبت و محافظت حقوق رعاياى داخله جانفشانيها و كوششها نموده است . با اين تفاصيل سزاوار نيست كه امروز پاره بىمرحمتيها دربارهء بنده روا دارند . امور كارگزارى بوشهر و بندر عباس با يكديگر منوط و مربوط است ، چنان كه قونسولگرى انگليس هم در خليج فارس به عهدهء يك نفر مأمور است كه در بوشهر اقامت دارد و اگر تغيير كارگزارى بندر عباس حقيقت پيدا كند ، بنده در بوشهر هم نمىتوانم توقف نمايم زيرا كه اين بىالتفاتى در انظار داخله و خارجه اسباب خفّت و تنزل مرتبت براى بنده خواهد بود .
نمىدانم شخصى كه مستدعى كارگزارى بندر عباس شده كى است و چه شرف و مزيّتى بر بنده دارد . بالجمله چون فدوى متجاوز از سى سال است كه در بندر عباس بودهام و در حقيقت خانه و منزل حقيقى بنده آنجاست و هر چه داشتهام در آنجا علاقه شده است اگر حضرتعالى طورى فرمايند كه اقلا يك سال ديگر وقت در دست بنده باشد كه بتوانم دست و پاى خود را جمع كنم ، اسباب مزيد تشكّر و امتنان خواهد بود و اگر تقديم و مصارفى لازم باشد همين قدر كه از طرف ذى شرف حضرتعالى اشاره شود اطاعت خواهد كرد .
امروز بعد از فضل خدا چشم اميد بنده به جانب مرحمت جوانب حضرتعالى باز است .
زياده جسارت است . ايام مرحمت مستدام باد . 11 جمادى الاولى 1313 .
سند شمارهء ( 325 ) مورخ : 12 جمادى الثانى 1313 ق . / 1895 م . از : كارگزارى بوشهر به : وزارت امور خارجه يا صدر اعظم
تلگراف رمزى عصر دهم زيارت شد ولى به اندازهاى مغشوش و مغلوط بود كه مطلبى درست مفهوم نمىشد . فدوى با كمال زحمت و تفكّر ، مضامينى كه ذيلا نگاشته مىشود به حدس و مظنه استكشاف كرد .
در باب جزيرهء هرمز ، نظر به فرمايش حضرت اشرف امجد اين كار به حاجى ناخدا على يا ورثهء حاجى محمد جعفر ، هر كدام بهتر باشد ، داده مىشود . در اين صورت بهتر اين است خودتان هر يك را صلاح دانيد ، بياوريد حرف بزنيد . قرار اين كار را داده كه به واسطهء خود شما داده شده باشد و بگوييد به چه شرايط قبول مىكنند .
وجه تقديمى را هم معيّن نماييد و بگوييد هيچ وقت منتقل به تبعهء خارجه هم ننمايند .
اين مضامينى است كه فدوى استخراج كرده ولى چون غالبا از روى حدس بوده ، صحّت آن را مطمئن نيست . از اين جهت باز به تلگرافخانه فرستاده كه از روى دقت نسخه بنويسند و بفرستند .
تلگرافات طهران از قرارى كه شنيده مىشود و اول به شيراز مخابره مىشود از آنجا به بوشهر مىگويند . تلگرافخانهء بوشهر هم يك نفر تلگرافچى دارد . به همه جا هم مىخواهند مخابره كنند ، لهذا آن طورى كه كه بايد اهتمام بشود ، نمىتوانند .
بالجمله در خصوص جزيرهء هرمز از اين اظهار مرحمتى كه فرمودهاند فدوى قلبا شكرگذار و سپاسدار است . خداوند تعالى سايهء بلند پايهء حضرتعالى را بر فرق بنده پاينده فرمايد . ولى آنچه از اظهارات خود حاجى ناخدا على استنباط شده ، قرار و مدار اين كار را به وسايط و وسايلى كه داشته داده و گذشته است . بدوا هم اين استدعاى فدوى برحسب اظهار و اصرار حاجى ناخدا على و چند نفر ديگر بود كه همه طالب اجارهء جزيره بودند و مقصود فدوى اين بود كه هر كدام معتبرترند و بهتر اجاره مىكنند به آنها واگذارم كه هم خدمتى به حضرت عالى شده باشد و هم فايده [ اى ] عايد فدوى گردد كه مدد معاش مخارج گزاف بنادر شود . حاجى ناخدا على كه