سبب تنگى دريا و تقرّب ساحلين عمان و باطنه به ساحلين فارس و بلوچستان است ، ( رأس سلامه ) مىگويند . اين سلامه جزيرهاى است غير مسكون و مخروطى الشكل و واقع است در مقابل همين دماغه .
بندر ( خصب ) واقع است در رأس اين دماغه مايل به طرف عمان و درين دماغه جزاير چند دارد كه قابل استفاده و براى ساخت و ساز سنگر و استحكام و محلّات مدافعهء مهم و معتنا است . از آن جمله است جزيرهء سلامه و جزيرهء الغنم و غيرهما مانند ( مسندم ) و سايره .
طول اين دماغه عبارت است از آخر حد برّ عمان تا اول حدّ باطنه يعنى از حدود رأس الخيمه شروع شده تا اول خاك باطنه كه مقابل كوه مبارك است ، منتهى مىشود و كوه مبارك در جوار بندر جاشك است .
عرضا هم قسمتى از رؤس الجبال و صحراى نشيب آن را به انضمام تمام لنگرگاههاى كوچك و جزاير اطراف و مقابل خود را مشتمل است .
اين دماغه به اين طول و عرض و جزاير جزو خصب است و خصب اسما جزو مسقط معدود است . افت اين دماغه به حسب تنگى دريا و نزديكى ساحلين ايران و عرب از طرف برّ عمان مقابل است با جزاير ( هنگام و قشم و سر غربى لارك ) و بندر عباس .
از طرف باطنه مقابل است با سر شرقى جزيرهء لارك و جزيرهء هرمز و شميلات و خور ميناب تا كوه مبارك . ( خور در زبان فرس قديم ، لنگرگاهى را گويند كه به صنعت يا طبيعت ساخته شده باشد و سفاين را در موقع طوفان پناه امنوامان باشد ) .
درياى عمان يا بحر العجم كه درين دماغه خيلى تنگ مىشود اسم آن تنگه را ( تنگهء سلامه و تنگهء هنگام يا تنگهء هرموز ) و در تركى ( بوغاز ) اينها گويند .
اگر اهميت موقعى اين نقطه با پوليتيك ملكدارى و ملكگيرى و يا پولتيك تدافعى و تجاوزى تطبيق گردد و به احداث و اعمار دو ساحل و [ ] ايران تنگه از حيثّيت سنگر و استحكام پرداخته شود بدون شرح و بسط عرض مىكنم كه جنوب و غرب جنوبى ايران از تعرّض دول رقيب يا همسايه مصون و بىشبهه جنوبا برّ عمان تا رأس الحد و شمالا منتهاى سواحل بلوچستان و سند را مالك مىشود . سهل است كه در نجد و يمن و تمام بلوچستان فاعل ما يريد و محتاج اليه دولت انگليس و طرف انديشه و بيم عثمانى خواهد بود . دلايل واضحه بر اثبات اين هم بسيار است ليكن نظر بر اينكه تجسيم اهميت اين تنگه تنها به زبان سرد بيان قلم كافى نيست و محتاج به نقشه است لهذا نقشهء اين تنگه و اين دريا به طرز بديع ترتيب داده و تقديم خواهم داشت . آن وقت چگونگى حال اين نقط با نكات اطرافش كاملا مركوز ذهن گشته و در نظر تجسم خواهد كرد و مصدّق اين عريضه و عريضهء راپورتى را كه با همان نقشه تقديم خواهم نمود مىگردد . همين ملاحظات است كه دولت روس را در صورت امكان به تصرّف بندر عباس و الّا خصب حريص ساخته و مىخواهد به واسطهء تصرف بندر عباس ، خصب و تصرّف خصب ، بندر عباس را مالك شده آنگاه احاطهء تمام بر ايران و تجارت ايران و استيلاى كيف ما يشاء در جزيرة العرب و تجارت آن به انضمام بلوچستان نموده و هندوستان را محاصرهء پوليتيكى كرده و انگليس را به ناگهانى در ششدر حيرت بيندازد . اين است كه انگليس بيدار دوربين هم پيشاپيش به تهيهء سدّ خيال روس برآمده و خود مصمّم تصرّف اين نقاط افتاده است . هرگاه در مقابل اين گونه مسايل پولتيكى خرد و گمنام نبودم و به خودستانى و فضولى نامبرده نمىشدم و مأذون و آزاد در عرض آنچه را كه در عالم ملّيت و پادشاهپرستى مىدانم بودم ، هر آينه عرض مىكردم . حالا كه دولت انگليس از مسقط رنجيده و فرانسه از سمتى چهره گشوده و روس از سمت ديگر درصدد چهرهگشائى است ، فرصت دولت علّيه در بسط حدود اين سمت و تصرّف بعضى از جزاير و بنادر چه و منافعش كدام و موافقت مجبورى يا سكوت امروزى انگليس با پوليتيك خودنمايى دولت علّيه چگونه خواهد بود . فى 22 شهر ذيقعدة الحرام . 1312 [ محل مهر ] امان اللّه
سند شمارهء ( 322 ) مورخ : 22 ذيقعدهء 1312 ق . / 1895 م . از : احتمالا « كارپرداز ايران در بمبئى » به : وزارت امور خارجه
صور بندرى است در قرب جوار مسقط و متعلق به خود مسقط .
مقصود انگليس در تصّرف آن براى اين ملاحظه است كه اهالى صور به واسطهء اينكه اغلب صاحبان كشتى و مشغول به كار كشتىرانى و تجارت بردهفروشى هستند و پارسال به مناسبت اينكه كشتيهاى فرانسه و كشتيهايى كه حامل بيرق فرانسه هستند عمدا از تعرضّات انگليس و ساير دول در مسئلهء بردهفروشى مطلقا مصونند و خودشان هم ممانعتى ندارند به هر وسيله بود به توسط قونسولهاى دولت مشار اليها استعمال بيرق فرانسه را در كشتيهاشان استدعا نمودند .
فرانسها كه منتظر همچو فرصتى بودند ظاهرا رخصت استعمال بيرق را دادند و باطنا هم به حمايت قوّيه ، تطمين و دلگرمشان كردند . آنان هم مستظهرا تمام كشتيهاشان را بلا استثناء حامل بيرق فرانسه از آن رو نايل و مظهر حمايت فرانسه گشتند و به آزادى تمام مشغول تجارت بردهفروشى شدند .
انگليسيها از اين بسط و رواج نفوذ ناگهانى فرانسه در مسقط مضطرب شده به توسّط قونسول خودشان مقيم مسقط از سيد فيصل پرسيدند : مگر شما بندر صور را به فرانسه دادهايد و يا اهلش را به تابعيت آنها گذاشتهايد ؟ جواب داد نه . گفتند : پس چرا تمام كشتيهاى اهالى صور حامل بيرق فرانسه است و خودشان را ( محمّى له ) آنها مىشمارند ؟ سيد فيصل گفت : خبر از اساس اين كار ندارم . گفتند :