جزيرهء هرمز و جزيرهء بستانه را به مدت اجارهء پانزده يا ده ساله هر كدام ممكن شود از قرار سالى يك هزار تومان ، جناب قوام الملك براى او استدعا كردهاند . يك هزار تومان هم براى مخارج اين كار از تقديم حضور و غيره معين كردهاند . امروز حاجى ناخدا على حسب الاشارهء جناب قوام الملك آمد و اصرار كرد كه فدوى تلگرافى حضور مبارك عرض كند . چون تلگراف به توسط تلگرافخانهء انگليس زودتر مىرسد لهذا تلگرافى به مضمون ذيل عرض نمود .
در باب هرمز چون قوام الملك به جناب امين الملك رجوع كردهاند ، به نظر فدوى مناسب است حضرتعالى به همراهى ايشان اين كار را براى حاجى ناخدا على بگذرانيد . هرمز و بستانه را سالى يك هزار تومان به مدت پانزده سال اجاره مىكند . با تبعهء خارجه مشاركت نخواهد كرد . تقديم حضور و ساير را خود حضرتعالى تلگرافا مقرر فرماييد ، اطاعت مىكند . مستدعى است اين فقره را ختم فرموده تلگرافا فدوى را مطّلع فرمايند . تفصيل با پست .
قصد فدوى از عرض اين تلگراف اين بود كه چون جناب مستطاب اجل آقاى امين الملك واسطهء استدعاى جناب قوام الملك دربارهء حاجى ناخدا على هستند و حضرتعالى هم مرقوم فرموده بوديد كه حضرت اشرف ارفع اعظم روحى فداه فرمودهاند به او يا ورثهء حاجى جعفر داده مىشود با اين وسايط و وسايلى كه حاجى ناخدا على دارد ، احتمال قوى مىرود كه به او مرحمت شود . در اين صورت به دست حضرت عالى اين كار بگذرد كه حاجى ناخدا على را فدوى بدارد خدمتى به حضرت عالى نمايد ، بهتر است . شرايطى كه عرض كردهاند اين است كه فدوى جسارت نمود . ديگر از بابت مدّت اجاره و مبلغ آن و مبلغ وجه تقديمى و مخارج ، هر نوع حضرت عالى صلاح مىدانند تلگرافا مقرر فرمايند تا با حاجى ناخدا على مذاكره كند و نتيجه را عرضه دارد . حالا كه كار به اينجا كشيده اميدوار است كه به زودى به توجّه حضرتعالى بگذرد ، شايد فدوى بتواند حاجى ناخدا على را بردارد كه اضافه بر دويست تومانى كه تعهّد كرده چيزى حضور مبارك تقديم نمايد . فدوى قصدى جز خدمتگزارى ندارد .
معين التجّار ديروز آمده بود پيش بنده كه بياييد شراكه هرمز را اجاره نماييم . فدوى جواب دادم : مستأجرى ، خارج از وظيفهء نوكرى است و نمىتوانم اقدام در اين كار نمايم . مقصودش تعويق و تأخير در قطع عمل حاجى ناخدا على بود و ديگر مقصودى نداشت . بههرحال امر ، امر مبارك است .
زياده جسارت است . 19 جمادى الاخر 1313 .
سند شمارهء ( 328 ) مورخ : 18 رجب 1313 ق . / 1895 م . از : كارگزار بوشهر به : وزارت امور خارجه يا صدر اعظم
امر تلگرافى حضرتعالى روز 15 رجب زيارت شد . مضمون آن ذيلا نگاشته مىشود . اگر ناخدا على هرمز و بستانه را به مدت ده سال از قرار سالى يك هزار و پانصد تومان اجاره قبول مىنمايد و هزار و پانصد تومان هم تقديم مىنمايد و متعّهد مىشود با خارجه شراكت نكند ، زود تلگراف نماييد و الّا ديگران به اين طور قبول مىنمايند و بعد از آن اقدام . . . زود جواب بدهيد .
هشت حرف كه نقطه به جاى آنها گذاشته شده هيچ طور استخراج نشد . اين همان مضمونى است كه فدوى استدعا كرده بودم تلگراف فرمايند . تلگراف را به حاجى ناخدا على نشان دادم . تفصيل مذاكرات با او را در پستهاى قبل عرضه داشتهام . تقديم را بيشتر از دو هزار تومان قبول نكرده است . وجه اجاره را هم چون قرار داده است سالى مبلغى به جناب قوام الملك بدهد بيشتر از هزار تومان قبول نمىنمايد . آنچه بايد و شايد فدوى به او گفتهام ، ولى هنوز به اميد اطمينانهايى است كه جناب قوام الملك به او دادهاند . اگر تقديم را در دو هزار و پانصد به انضمام مخارج صدور ملفوفهء فرمان و غيره قبول كرد ، تلگرافا عرضه مىدارم كه به مدت ده سال هرمز و بستانه را از قرار سالى يك هزار تومان براى او قطع فرمايند .
معين التجار دو روز قبل آمد و به فدوى اظهار كرد كه از حضور مبارك حضرت اشرف اعظم روحى فداه استدعا كردهام هرمز را به حاجى ناخدا على مرحمت نفرمايند . فدوى بىاختيار خنديدم كه ايشان مثل مهمان بىوعده ، خودشان را مستشار صدارت عظمى كردهاند .
زياده جسارت است . 18 رجب 1313 .
سند شمارهء ( 329 ) مورخ : 2 شعبان 1313 ق . / 1896 م . از : كارگزار بوشهر به : وزارت امور خارجه
الان كه موقع روانگى پست است ، حاجى ناخدا على حاضر است . هر چه با او مذاكره شده تقديم را كلّيتا [ ] از دو هزار تومان اضافه نمىكند . مبلغ اجارهء هرمز و بستانه را هم از سالى يك هزار تومان علاوه قبول نمىنمايد . سالى يك هزار تومان هم قرار داده است به جناب قوام الملك بدهد كه در حقيقت سالى دو هزار تومان