تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بررسى تاريخى ، سياسى و اجتماعى اسناد بندر عباس ( فارسي ) — صفحة 352

مساهمون:

ص٣٥٢
ديروز تا عصر دو فقره به مطالبهء جواب فرستاد . سواد سؤال و جواب لفا از نظر مبارك خواهد گذشت . فدوى ابدا ميل ندارد كه از جناب قوام الملك عرض شكايتى كند ولى البته كه حركات بىقاعدهء ايشان خصوصا در كارهاى خارجه كه راجع به ايشان نيست ، قلوب عامه خصوصا اين بنده را مجروح ساخته است . اگر از ايشان سؤال شود كه شما به چه جهت دو ساعت از شب 28 رمضان گذشته منشى قونسول جنرال انگليس را مىخواهيد و اين پيغام را مىدهيد كه اسباب خيال اينها بشود ؟ جواب خواهند داد : معنى سادهء اين پيغام اين است كه [ اگر اتفاقى ] براى شماها كه مأمورين خارجه هستيد يا ديگرى بيفتد من مسئول و جواب‌دهنده نيستم . درد دندان شديدى چند روز است عارض فدوى شده كه با كمال عسرت اين عريضه را عرض مىكنم و اختصار عرايض بدين سبب است . زياده جسارت است . 29 رمضان 1312 .

سند شمارهء ( 320 ) مورخ : ذيقعدهء 1312 ق . / 1895 م . از : احتمالا « كارپرداز ايران در بمبئى » به : وزارت امور خارجه

انگليسها بعد از اينكه از اختلال مسقط طرفى نبستند و مأيوس شدند به ايقاع مشكل ديگر مبادرت كردند . يعنى قونسول انگليس مقيم مسقط دفترى ترتيب داده و رسما به سيد فيصل تبليغ نمود كه در اثناء اين اختلال معادل مبلغ يك صد و هشت هزار تومان اموال رعاياى ما به غارت رفته است و حكومت مسقط بايد از عهدهء آن برآيد . سيد فيصل جواب داد كه چون وقوع اين غارت از حكومت و تحريك حكومت نبود و از گروه بدوى و عصت رو داد و اموال داخله و خارجه ، حتى حكومت را هم بردند و به احدى ابقاء نكردند لهذا حكومت با همه همدرد و در اداى آن مكلف نيست . قونسول ابلاغ كرد كه چون اموال رعاياى ما در پناه امنيت حكومت بود و حكومت را مىشناسيم و با اعراب ، طرف عهد و ميثاق و شناسايى نيستيم و قانون اساسى دولت انگليس هم بر اين است كه حقوق رعيت خود را در هر جاى عالم باشد ، بايد وقايه نمايد لهذا مجبوريم كه استرداد اين مبلغ را از حكومت جناب شما ، اگرچه به اظهار برودت نامطلوبه هم باشد ، بنماييم . سيد مشار اليه ديد كه انگليسها مقصودشان وسيله‌جويى است و مىخواهند به اين استناد مستأصلش نموده تا اگر نتوانست پول بدهد آن وقت خودشان قبول نموده در مقابل گوادر و صور و خصب را كه منظورشان است ببرند يا آنكه رهن بگيرند ، آن بود سيد فيصل مستظهرا به حمايت فرانسه ايستادگى نموده با قوّت قلب جواب داد : حالا كه دولت انگليس استرداد حقوق رعاياى خود را در هر جا باشد قانونا مجبور است ، حكومت مسقط هم بعد از اين قانونش اين خواهد بود كه پس از اداى اين مبلغ احدى از رعاياى انگليس را رخصت دخول و اقامت در خاك خود نمىدهد چرا كه اين مملكت از بلاد غير متمّدنه و هميشه معرض نهب و غارت اعراب خواهد بود . در اين صورت اكثر اوقات اين‌گونه غوائل محتمل الوقوع است و نتيجهء آن موجب برودت متوالى دولت انگليس از حكومت مسقط مىشود . قونسول ديد كه سيد در اين ابلاغش مجّد است و جدّش هم ناشى از تحريك فرانسه است ، از راه دوربينى به ملاحظهء اينكه ( مبادا ز بد بتر گردد ) شديدا به سستى مبدّل ساخت و گفت كه مراتب را به حكومت هند به طور مساعد به حال شما راپورت مىنمايم ، بلكه موافق صرفه و مقصود شما نتيجه‌پذير گردد .

سند شمارهء ( 321 ) مورخ : 22 ذيقعدهء 1312 ق . / 1895 م .

نمرهء 7 چون توضيح موقعيت بندر ( خصب ) محتاج به شرح ملاحظات اطرافيه بود لهذا به عرض مراتب آتيه مبادرت مىنمايد . ساحل جنوبى خليج فارس از دهنهء شط العرب تا محاذى بندر عباسى كه به واسطهء تقدّم يك دماغهء مخروطى الشكل به ساحل بنادر فارس تقرّب يافته است و تنگ‌ترين نقاط اين دريا است و حدّ فاصل عمان و خليج فارس مىباشد ، بّر عمانش مىگويند كه بنادر موسومه به فاو و كويت و قطيف و لحساء و قطر و ابو ظبى و دبى و خان و شارگه و عجمان و حمريه و ام الكيوين و رأس الخيمه در اين خط است . از اين دماغه تا رأس الحد را به اصطلاح اينجاها ( باطنه ) يا برّ باطنه مىنامند كه حاوى مسقط و ملحقات آن با بعضى نقاط قبايل‌نشين است . همچنين ساحل شمالى اين دريا از دهنهء شط العرب يعنى از ميدان على و بهمنشير تا بندر عباسى را بنادر ايران يا برّ فارس مىنامند . از بندر عباس تا جاشك و چاه‌بهار و طيس و گوادر كه حدود حاليهء ايران است به پنج قسمت و پنج نام كه ساحل شميلات و ميناب و بيابان و كرمان يا بلوچستان باشد ، مىگويند ، چنانچه ساحل جنوبى از شط العرب تا به رأس الحد و عدن و سواحل يمن و حجاز الى آخر بحر احمر ممتد و منتهى مىشود . همينطور ساحل شمالى هم از شط مذكور تا بندر عباسى و جاشك و چاه‌بهار و سواحل بلوچستان و سند و بندر كراچى و دهنه رود اتك و پنجاب هند اتصال مىيابد . اين دماغهء مخروطى الشكل كه نقطهء فاصل برّ عمان و باطنه و