سند شمارهء ( 248 ) مورخ : ذيحجهء 1286 ق . / 1870 م . از : كارگزارى بندر عباس به : وزارت امور خارجه
هو اللّه
صورت مخارج خانهء دولتى واقعه در بندر عباسى كه كارگزار دولت علّيه منزل دارد موافق بازديد ، 134 تومان .
مخارج يك سمت كه عبارت از يك اطاق پنج دربى بزرگ و يك سه دربى ، نمازخانه و يك صندوقخانه و قهوهخانه و ايوان جلو از سنگ و گچ و عمله 120 تومان .
چوپ پوشش با كلاف 120 اصله 42 تومان اصله
ستون و پل فى 43 دينار اصله 23 تومان
درب هلالى اطاقها با [ ] ، 150 تومان
تعميرات متفرقه دو سمت ، 20 تومان
طويله و بهاربند خشت و گل كه از نو ساخته شده بود مكان ده سال 100 تومان مبلغ سيصد و چهل و هشت تومان مخارج تعميرات لازمهء خانهء دولتى واقعه در بندر عباسى كه از قرار نرخ مصالح به دقت برآورد نموده و صحيح است .
كمترين بندگان ، استاد محمود معمار شيرازى . به تاريخ شهر ذى الحجة الحرام سنهء 1286 . [ سجع مهر ناخوانا ]
صورت بازديد مخارج خانهء دولتى است كه چند سال قبل در بندر عباسى به جهت منزل كارپرداز دولت علّيه ابتياع شده و الان خرابى كلى دارد . انشاء اللّه حسب الحكم ديوان اعلى حكم به تعمير و ساختن او شود . مبلغ سيصد و چهل هشت تومان از قرار نرخ مصالح حاليهء عباسى خرج دارد . به تاريخ شهر ذيحجة الحرام 1286 .
[ صورت مهر ] عبده الراجى فضل اللّه .
سند شمارهء ( 249 ) مورخ : 4 ذيحجهء 1286 ق . / 1870 م . از : وزارت امور خارجه به : كارگزارى بندر عباس
هو اللّه
خداوندگارا !
از قرار مذكور بندر عباس بسيار مغشوش است و محمد بن سالم كه يكى از ناخداهاى بغلجات است ، عاليجاه حاجى احمد خان چنين چوب زده كه بعضى مىگويند مرده و بعضى مىگويند در شرف موتست و طايفهء اوزيها كه جمعى هستند و در عباسى مىباشند ، به طورى آنها را جريمه و تنبيه و زجر و تهديد كرده است كه تمامى ملك و خانهء خود را گذاشته فرارا به بندر لنگه و قشم رفتهاند و در اين [ ] عاليجاه مشار اليه كاغذى به فدوى نوشته بود كه حضرات اوزيها [ ] بناى شرارت را گذاشته مرا نمىخواهند و من همچنان تنبيهى از حضرات نمايم كه عبرت ديگران شود و كاغذى هم از حضرات اوزيها گرفته است كه با ميل و رضاى خود به لنگه و قشم مىرويم . بعد كه حضرات رفتهاند مجددا فرستاده ، نوشته را پس گرفته است و به اين اتهام كه با شيخ سعيد مراوده داشته و هم مذهب مىباشند ، بيچارهها را زجر و تنبيه بسيار نموده و مبالغ كلى به آنها ضرر رسانيده كه خانه و ملك و وطن خود را گذاشته ، تماما دربدر و پريشان شدهاند و داد و ستد آنها به كلى خوابيده است .
زياده جسارت نمىنمايد . فى 4 شهر ذيحجة الحرام سنهء 1286 .
سند شمارهء ( 250 ) مورخ : 9 ربيع الثانى 1287 ق . / 1870 م . از : احتمالا « كارپرداز ايران در بمبئى » به : وزارت امور خارجه
هو اللّه
خداوندگارا !
بعضى اخبارات متعلّقه به كابل و آن حدود در روزنامچهء كراچى نوشته شده است . خود روزنامچه چون به فارسى بود لفا ارسال حضور مرحمت ظهور مبارك گرديد و از بابت مسقط نوشتهاند كه عزّان بن قيس جمعى را جمع نموده به يكى از قلاع اطراف برّ عمان رفته ، خبر مىفرستد كه من سيد تركى هستم و مرا پناه بدهيد . چون اهل آنجا مايل به سيد تركى بودند ، مىفرستند كه بيايد ليكن در باطن احتياط خود را داشته ، همان كه از دور مشاهده مىنمايند كه سيد تركى نيست و عزّان است بناى منازعه مىشود . عزّان شكست خورده مراجعت مىنمايد و سيد تركى از بندر دبى به سمت ايل كوين رفته است و آدم خود را نزد كرنيل بيلى به روى جهاز جنگى فرستاده است . هنوز جواب نرسيده و منتظر است . زياده جرئت جسارت ندارد .
فى 9 شهر ربيع الثانى 1287 .
[ بالاى صفحه ] نمرهء 124 .