سند شمارهء ( 205 ) مورخ : 5 جمادى الاول 1285 ق . / 1868 م . از : كارپردازان ايران در بمبئى به : وزارت امور خارجه
هو
در اخبار انگليسى نوشته بودند وقتى كه امام مسقط مشغول مخمصهء اعراب برّ عمان بود ، دولت ايران فرصت را غنيمت ديده ، بندر عباس را به تصرف آورده و امام بعد از فراغت از ازدحام اعراب خواست راه بندر را از دريا مغشوش و مسدود نمايد . اولياى دولت ايران از اين معنى متوهم شده از كرنيل بيلى توقع مدد داشتند . امام نيز متوسل به او شده پيشكار خود حاجى احمد كبابى را به ابوشهر فرستاده بود . كرنيل بيلى پيشكار امام را همراه به شيراز برده بندر را با توابع مجددا به جهت امام به اجاره گرفت و به بعضى از تجار هم نوشته بودند كه حاجى احمد به توسط مأمور انگليسى به سالى بيست و پنج هزار تومان بندر را اجاره گرفت و در السنه و افواه كافه اين كيفيت مزبور به اين مضمون جارى است كه اولياى دولت علّيه از دو جهاز پوسيدهء امام كه مقهور اعراب برّ عمان است ، خايف شده و به سبب توسل امام به كرنيل بيلى و توسط و تهديدات مزورانهء بيلى ، بندر را واگذاشتند .
در صورت صدق به آن نحو تصرف نمودن كارگزاران فارس بندر را و به اين طور پس دادن ، بدناميش خيلى زيادتر از مقدمهء هرات در انظار اهالى خليج فارس شد زيرا كه پس دادن هرات از راه التجا و به ملاحظهء مصالح عمده بود و در مقدمهء بندر به هيچ وجه التجا و اضطرارى نبود كه نه امام را آن قدر و منزلت است كه محل خوف و تشويش به جهت كسى واقع شود و نه بيلى را حرف حسابى كه به جهت اجاره ، تكليف و تحكمى بتواند كرد و همينقدرها كه كنون مزيد اجاره شده ، خداوند شاهد عادل است كه بىآنكه حكمران فارس با آن جمعيت و توپخانه سفر بندر را اختيار نمايد و به جهت مصارف و غيره ضرر و خسارت به دولت و رعيت وارد نمايد ، به اشدّ رضا امام قبول داشت و اين بدنامى بزرگ هم به جهت دولت حاصل نمىشد كه از ترس دولت انگليس ، بندر را پس دادند .
جاى حيرت است كه كارگزاران فارس تعمق در پاره مسائل نمىكنند يا عمدا سهو مىنمايند .
آن وقتى كه ثوينى كشته شد كارگزاران بمبئى به خصوص بيلى با امام كمال عداوت را داشتند و موقع بهتر از آن به جهت تصرف بندر نبود . به سببهاى كه ظاهر است كارگزاران فارس به هيچ وجه اقدام نكردند و از تقويت و نگاهدارى صيد تركى و حاجى احمد كه متضمن فوايد كثيره بود وقتى كه به شيراز و ابوشهر رفتند ، اغماض نمودند تا وقتى كه همهء خرابيهاى امام به اصلاح آمد ، با دولت انگليس كمال اتحاد را به هم رسانيد و كارگزاران فارس به قدرى كه توانستند به انواع مختلفه مداخل كردند و بعد به فكر بندر افتادند . به آن تفاصيل كه به هيچوجه لازم نبود در آن وقت و حال به اين بدنامى پس مىدهند .
اگر نگاهدارى بندر را خارج از قوّهء خود مىدانستند چرا به خود امام كه آن همه التماس كرد ، ندادند و او را محسوب و ممنون دولت نساختند بىتوسط ديگرى . مأيوسش كردند كه رفت زورش را آورد و گرفت و اين بدنامى را به سالها به جهت دولت گذاشتند كه به قلوب كافّهء ناس در بمبئى و خليج فارس و غيره رسوخ نموده كه به زور مأمور انگليس بندر به دست امام آمد و يقين است كه با اين احوال فدويت و جاننثارى او نسبت به كارگزاران انگليس به چه حد بوده و يأسش از اولياى دولت علّيه تا چه درجه خواهد بود . اين نحو كارهاى كارگزاران فارس را اهالى اينجا حمل به طمع و عدم اطلاع آنها از رموز دولتخواهى و ملكدارى مىكند .
چون در عريضجات مورخهء 23 صفر و هشتم ربيع الاول و غرهء شهر ربيع الثانيه شروح مفصله در اين باب به عرض رسانيده لهذا در اين عريضه زياده مبادرت نشد و همين قدر مختصر را از شدت شماتت مردم جسارت ورزيدم . مورخهء پنجم شهر جمادى الاول سنهء 1285 .
سند شمارهء ( 206 ) مورخ : 19 جمادى الاول 1285 ق . / 1868 م . از : كارپرداز ايران در بمبئى به : وزارت امور خارجه
به عينه عبارت اخبار بمبئى گزيت است .
به تاريخ غرهء شهر حال در اخبار نوشته بودند چون سلطان مسقط به آن مقام آمد كه راه بنادر خليج فارس را مغشوش نمايد لهذا اعليحضرت شاهنشاه ايران سخت ترسيد و اظهار بىتابى و ترس نمود كه مبادا از سلطان صدمه به بنادر برسد و از سركار كورنر جنرال التماس نمود كه چند فروند جهازات جنگى به جهت خدمتگذارى در صلح به جهت او تحصيل نموده باشد و به ملاحظهء اينكه دولت انگليس متوجه تمشيت امور بنادر و خليج فارس بوده و متعّهد امنيت آن است پس اين التماس شاهنشاه بىجا و بىموقع واقع شده ولى اگر كورنر جنرال فرصت را غنيمت شمرده استعداد قشون بحريه متوّقفه را استحكام بخشند كه على سبيل الاستمرار برقرار باشد ، بسى به جا است و به دلايلى چند ارجح كه لشكر بحريهء هند را كه نابود كرده كسوت هستى بخشند و عجالة الوقت اظهار مىشود كه جهاز كونك تونك به خليج فارس شتافته پشت و پناه [ ] شود . فى 19 جمادى الاول 85 [ 12 ] .