سند شمارهء ( 200 ) مورخ : 6 ربيع الثانى 1285 ق . / 1868 م . از : كارپرداز دولت ايران مقيم بمبئى به : وزارت امور خارجه
هو
رفتن حاجى احمد كبابى مينابى ، تبعهء دولت انگليس ، را به ابوشهر به جهت اجاره نمودن بندر عباسى به حمايت كرنيل بيلى به جهت صيد سالم در ضمن عريضجات مورخهء بيست و سيم شهر صفر المظفر و هشتم شهر ربيع الاول مفصلا به عرض رسانيده اين روزها نيز حاجى احمد به بعضى منسوبان خود نوشته بود كه همراه كرنيل بيلى روانهء شيراز شديم كه بند و بست عمل اجارهء بندر را بيست ساله به اتمام برسانيم و به نحوى كه در ضمن عريضجات نهم شهر صفر المظفر به عرض رسانيده گويا كارگزاران فارس از اين فقره واهمه برداشتهاند كه اگر امام يك دو جهاز شكسته كه دارد به خور بندر عباسى بفرستد و كارگزاران دولت انگليس به سبب اظهار بىطرفى كه كردهاند در ممانعت او تقاعد ورزند ، فى الحقيقه امام را آن قدر قدرت خواهد بود كه بتواند عباسى را تصرف نمايد و يا آنكه فقرهء مزبور را در خدمت اولياى دولت علّيه به جهت اجاره دادن بندر مجددا به امام ، عذر موجّهى قرار دادهاند . على اىّ حال وقتى كه صيد ثوينى به قتل رسيد و اسباب تصرف و نگاهدارى بندر عباسى ، بلكه مسقط ، به جهت كارگزاران فارس فراهم شد كه كارگزاران دولت انگليس با امام بد بودند و صيد تركى كه بالفعل در بمبئى و به سبب او انگليسها دماغ صيد سالم را مهار كردهاند به ابوشهر و لنگه پناه جست و همين حاجى احمد كه مايهء همه فتن است از ترس امام به شيراز رفت . همه اين اسبابها را كارگزاران فارس به طمع پيشكش امام به نحوى كه مفصلا عرض شده به هم زده متفرق ساختند و موقع به آن خوبى را به جهت تصرف عباسى از دست دادند و بندر را چنان كه در عهد ثوينى بود به صيد سالم واگذاشتند و يك نوع حقى دست خودشان به جهت صيد سالم در نگاهدارى بندر قرار دادند تا خصومت دولت انگليس با صيد سالم بدل به محبّت و اتحاد شد كه صيد تركى را به جهت استقلال و آسودگى ، سالم به بمبئى آوردند و حاجى احمد به توسط بيلى مجددا وزير امام شد و كارگزاران فارس اين وقت را بهتر از فرصتى كه از دست داده بودند دانسته ، بندر را تصرف نمودند و با وجود آنكه امام مبتلاى اعراب عمان بود ، حاجى احمد را به جهت بند و بست بندر فرستادند و آن وقت موقعى بود كه هر بارى به دوش امام مىگذاشتند ، مىكشيد . پيشكش گرفته به هيچ وجه اعتنا نكردند و با وجود تفاصيل مذكوره ، كنون كه امام متوسل به بيلى شده به توسط او مىخواهند بندر را داده بدنامى بزرگ تا روز قيامت به جهت دولت بگيرند چنان كه از حالا به السنه و افواه عموم مردم افتاده كه اولياى دولت علّيه به زور كارگزاران دولت انگليس و ترس دو جهاز شكستهء امام مىخواهند بندر عباسى را واگذارند . مورخهء 6 ربيع الثانيهء 1285 .
سند شمارهء ( 201 ) مورخ : 6 ربيع الثانى 1285 ق . / 1868 م . از : كارپردازان ايران در بمبئى به : وزارت امور خارجه
هو
اگر فى الحقيقه كارگزاران فارس خيال واگذاشتن بندر را داشتند قبل از آنكه بندر عباسى را تصرف نمايند و بعد از آنكه حاجى احمد با هزار التماس به عباسى آمد به احسن وجه مىتوانستند بند و بستى مقرون به صرفه نموده با منتهاى زياد بندر را واگذارند . هم دولت انگليس و بدناميهاى ديگر هم در ميان نبود و اگر خيال پس دادن نبود حال كه امام و حاجى احمد متوسل به كرنيل بيلى شدهاند اين خيال از كجا به هم رسيد ؟ امام مسقط كه هميشه ذليل و دستگير مردم لخت بىسرو پاى برّ عمان است ، آنچه مداخل مىكند بايد به آنها حق السكوت بدهد و هميشه به جهت يك روپيه محتاج است . شأنى ندارد كه كارگزاران فارس از او بترسند و بندر را نتوانند از شر او محفوظ دارند و اگر از ترس و به جهت دوستى كرنيل بيلى است ، به كدام حق حسابى بيلى بايد به امور داخله ، مداخله نمايد و چرا بايد حكمران فارس توسط و مداخلهء او را قبول نمايد ؟
بندرى كه به توسط كرنيل بيلى به امام مسقط داده شود ، معلوم است كه حالت مداخلهء دولت در آنجا بعد از اين چه نحو خواهد بود .
بالجمله چون در معايب توسط بيلى به تاريخ هشتم شهر ربيع الاول تفصيلى عرض شده لهذا در اين عريضه زياده جسارت نمىشود . اگر صلاح شد بديهى است كه جناب عالى به مقام تفتيش اين مقدمه آمده ، نخواهد گذاشت كه كارگزاران فارس پيشكش سيم را گرفته بندر را به توسط كرنيل بيلى به امام مسقط واگذارند و اين ذلّت و بدنامى را به جهت اولياى دولت علّيه به سالها بگذارند . از شدّت شماتت مردم آزاد اين ملك كه بىخوف آنچه در دل دارند مىگويند در كمال خوف به اين قدر مبادرت نمود . مورخهء ششم شهر ربيع الثانيهء 1285 .