دور نيست آنها هم [ ] تا صيد سعيد خان با اعراب متفق شوند .
مورخهء دويم شهر رجب المرجب سنهء 1318 .
سند شمارهء ( 211 ) مورخ : 9 رجب 1285 ق . / 1868 م . به : وزارت امور خارجه
عاليجاه حاجى احمد خان و ميرزا عبد اللّه ، مقيم بندر عباسى ، با تلغراف خدمت نواب مستطاب اشرف و الا حسام السلطنه استيذان نموده بودند كه به جهت عرض واقعات آن ساحات و امورات اتفاقيه ، عاليجاه ميرزا عبد اللّه به چاپارى به شيراز بيايد و تفاصيل را معروض دارد تا كارگزاران نواب معظم اليه را بصيرتى به هم رسيده به اقتضاى تكليف حكومتى رفتار فرمايند . نواب مستطاب و الا هم جواب را مقرر داشتند كه معجلا آمده باشد . على الظاهر الى بيست و پنجم شهر رجب المرجب شرفياب حضور نواب و الا گردد . آنچه استنباط مىشود گويا عاليجاه حاجى احمد خان بعد از اغتشاش امورات جناب صيد سالم ، امام مسقط ، و يأس از اينكه ديگر اصلاحى در كار او شود به خيال افتاده است كه خود را در حركت خدمتگزاران دولت قويشوكت علّيه منسلك سازد كه رجوع خدمات آن ساحات را به عهدهء مشار اليه مقرر فرمايند . انشاء اللّه بعد از ورود عاليجاه ميرزا عبد اللّه به شيراز تفاصيل حالات را معروض خواهد داشت . آنچه مذكور است اهالى آن سامان به علّت همزبانى ، از قول و قرار عاليجاه ميرزا عبد اللّه كمال اطمينان را به هم رسانيدهاند كه هر نحو قول به آنها بدهد ، مطمئن گرديده قبول مىنمايند . اطلاعا جسارت نمود . فى 9 شهر رجب المرجب 1285 عرض شده است .
سند شمارهء ( 212 ) مورخ : 9 رجب 1285 ق . / 1868 م . از : كارگزار خارجهء فارس به : وزارت امور خارجه
اين اوقات كه نواب و الا اسد اللّه ميرزا نايب الاياله ، حاكم خطهء لار و محال سبعه ، مراجعت به شيراز نمودند ، از حكومت آن محال استعفا نموده اقامت شيراز را در خدمت نواب اشرف و الا حسام السلطنه مستدعى شدند . لهذا حكومت خطهء لار و محال سبعه را به نواب سليمان ميرزا ، پسر مرحمت پناه فرمانفرما فريدون ميرزا ، مفوض داشتند و اين دو روزه روانه خواهد شد .
عاليجاه عليقلى خان قشقايى كه چندى قبل حسب الفرمان ، جهان مطاع به منصب ايل بيگىگرى ايلات فارس و نيابت نتيجة الخوانين ميرزا سلطان محمد خان ايلخانى سرافراز آمد به سبب تعويق و تأخير در وجوه مالياتى و نرسانيدن اقساط مقرره ، نواب مستطاب و الا حسام السلطنه او را احضار به شيراز نمودند . مضطرب شده از قرار مذكور به سمت دشتى رفته است . على الحساب دادوستد ايلات با خود ايلخانى است .
عاليجاهان فرهاد خان و سهراب خان كه بنى اعمام ايلخانى مىباشند نزد مشار اليه آمدهاند و طريق اطاعت را مىنمايند . رؤساى ايلات هم هر يك آمده قول رسانيدن ماليات [ قلمى داشتهاند ] .
فى 9 شهر رجب المرجب 1285 عرض شده است .
[ بالاى سند ] به عرض حضور اقدس همايون برسد .
سند شمارهء ( 213 ) مورخ : 16 رجب 1285 ق . / 1868 م . به : وزارت امور خارجه
هو
البته از تفصيل واقعات بندر مسقط و آمدن جناب صيد سالم ، امام مسقط ، به جزيرهء قشم بندگان جناب عالى استحضار كامل حاصل فرمودهاند . مجملا اينكه جناب معزى اليه در اوايل شهر رجب با دويست و چهل نفر عيال و خادم و خدمه در يك فروند از جهازات خود وارد قشم شدند . خودشان و متعلقين در همان قشم سكنا نمودند . اعيان و تجار بندر عباسى و قشم به ملاقات ايشان رفتند . بعد از دو سه روز رقيمه به اين بنده نوشتند و خواهش ملاقات نمودند . در همان جهاز خودشان به قشم رفته ملاقات حاصل شد . سه چهار ساعت در آنجا بودم ، تفصيلى از گزارش خودشان اظهار نمودند . فرمايش دادند تا زنده هستم از مسقط دستبردار نيستم و بعضى از طوايف عرب با من اتفاق خواهند نمود . حال هم در واقع درب خانهء دولت ابدمدّت علّيه آمدهام و چشمداشت اعانت و حمايت دارم . توپ و سربازى لازم ندارم . همين قدر حكم مؤكّدى به دشتى و دشتستان و اطراف گرمسيرات صادر فرمايند كه در صورت لزوم جمعى از تفنگچى همراهى كنند . خواهش دارم در اين خصوص آدمى مخصوص به حضور مبارك اولياى دولت قويشوكت علّيه روانه دارند يا آنكه خودتان برويد . هيچ چيز [ ] و اسباب ايشان باقى نمانده . آنچه داشتهاند و مايملكشان بوده تماما كسان عزّان بن قيس به تاراج بردهاند . به قشم كه وارد شدند عاليجاه خير الحاج حاجى احمد متحمل مخارجات جزئيه ايشان شده و مىشود . خود جناب معزى اليه به هيچوجه دخيل و كفيل امورات و متوجهات ديوانى آنجا نشده ، جميع امورات آن سامان مفوض به عاليجاه حاجى احمد است و مشار اليه هم مشغول رسانيدن اقساط و تنخواه ديوان قدر توأمان اعلى است . در اين فقره نقصى پيدا نخواهد شد .