سند شمارهء ( 207 ) مورخ : 4 جمادى الثانى 1285 ق . / 1868 م . از : كارپرداز ايران در بمبئى به : وزارت امور خارجه
هو
در باب عمل مسقط و رفتن كرنيل بيلى و حاجى احمد به شيراز شرحى مرقوم و سواد تلغراف به حكمران فارس را ارسال فرموده بودند .
چون شروح مفصله در عريضجات قبل از بابت تبعات واگذاشتن بندر به توسط بيلى به عرض رسانيده لهذا در اين عريضه با وجود گذشتن كار ، عرض مجدد بىجا و بىموقع است و اگر كارگزاران فارس بعد از وصول تلغراف به لطايف الحيل اقلا يك ماه حاجى احمد را در شيراز نگاهداشته و همان مدّت را فاصلهء بين روانه نمودن بيلى و حاجى احمد از شيراز قرار مىدادند كه اخبار تلغراف هم شهرتى پيدا مىكرد ، به مردم ظاهر مىشد كه بىتوسط بيلى ، بند و بست بندر شد ، علاوه بر رفع بدنامى كه از اجتهادات كارگزاران فارس در عمل بندر به جهت دولت علّيه حاصل است به سبب مضمون تلغراف يك نوع قدرت و شوكت و جلالى در انظار كافّهء ناس به خصوص اهالى خليج فارس و مردم هندوستان به جهت اولياى دولت بود . ولى كاردانيهاى كارگزاران فارس به آن قدر هم اقتضا نكرد ! البته مصلحت يا تقدير چنين بوده است . به حق خدا و به خاك پاى اعليحضرت ظل اللّه روحنا فداه قسم است كه مضمون جميع نوشتجات تجارتى و غيره كه از شيراز و ابوشهر و ساير بنادر مىرسد و اعتقاد كارگزاران و اخبارنويسان انگليسى و طوايف ديگر اين ملك اين است كه كارگزاران فارس از ترس زور انگليس و تهديد امام ، بندر را واگذاشتند و عمل بندر به كفايت و توسط بيلى انجامپذير شده مضمون تلغراف به هيچ وجه به سمع احدى نرسيد . بعضى مردم كه كيفيت تلغراف را از كمترين شنيدند كمال افسوس را از عدم اطلاع كارگزاران فارس از پاره امور ملكدارى خوردند .
چنان كه مكرر به عرض رسانيده خدا گواه عادل است بىاينكه لشگر بىموقع به بندر كشيده شود و به اين بدنامى بزرگ پس داده شود و امام باطنا از اولياى دولت علّيه مأيوس و به دولت ديگر اميدوار گردد و زياده بر آنچه كه حال افزودهاند امام به اشدّ رضا مىافزود و اين خفّت هم تا قيامت در انظار مردم به خصوص اهالى بنادر خليج فارس به جهت دولت علّيه باقى نمىماند .
مورخهء چهارم جمادى الثانيهء 85 [ 12 ] .
سند شمارهء ( 208 ) مورخ : 2 رجب 1285 ق . / 1868 م . از : احتمالا « كارپرداز ايران در بمبئى » به : وزارت امور خارجه
هو
بديهى است كه قبل از وصول اين عريضهجات ، حكمران فارس كيفيت مسقط را به تلغراف عرض نموده و در باب بندر عباس از طرف اولياى دولت علّيه تفصيل مصلحت وقت دستور العمل به ايشان داده شده ، اگر در ممبئى قرارى داده مىشد كه مأمور دولت علّيه پاره اخبار لازم را به تلغراف به عرض رساند ، هر آينه كيفيت مسقط و امثال آن پيش از آنكه در آن صفحات كسى مطلع شود به عرض اولياى دولت علّيه مىرسد زيرا كه خبر عمده كه در خليج فارس و غيره باشد و يا حادثهء تازه رخ دهد پيش از آنكه حكام بنادر فارس و غيره مطلع شوند خبر به كارگزاران بمبئى مىرسد و خيلى اخبار است كه تا مدتى كارگزاران فارس مطلع نمىشوند و يا به اولياى دولت علّيه معجلا خبر نمىدهند .
على اىّ حال حاجى احمد كبابى مينابى كه در اين وقت [ كه ] اوضاع سالم مغشوش مىباشد در بندر عباسى منتظر كه مآل كار سالم به كجا انجامد ، مراتب بىعرضهگى و مخالفت اعراب برّ عمان با او و عدم استقلالش در كار حكومت با وجود تقويت كرنيل بيلى به بعضى پوشيده و مخفى نبود چنان كه در عريضهجات قبل مكرّر به عرض رسانيده و از لوازم حكمرانى فارس بصيرت كامل داشتن به حقيقت حالات حكام مسقط و بحرين و اعراب بنادر خليج فارس و غيره است و خيلى جاى تعجب است كه حكمران فارس از اوضاع و اختلال احوال والى مسقط بىخبر بودهاند كه تهديدات سالم را در باب اغتشاش بندر عباسى باور كرده به ملاحظهء بدنامىهايى كه در عريضهجات قبل مفصلا عرض شده به توسط كرنيل بيلى بندر را واگذاشته ، ده روز فاصله نشد كه كار امام ضايع و خراب گرديد و به پاره ملاحظات اين قسم شدن كار صيد سالم از اقبال مصون از زوال اعليحضرت شاهنشاهى روح العالمين فداه است . خدا كند كه حكمران فارس اين وقت را مثل وقتى كه سيد ثوينى كشته شد ، فرصت را از دست نداده بندر را مجددا به قبضه و به تصرف درآورند و مطمئن به حرفهاى مزّورانهء حاجى كبابى مينابى كه رعيت و باطنا خيرخواه انگليس است ، نشوند و تا اغتشاش نفوذ به بندر نكرده بندر به تصرف كارگزاران فارس آمده باشد . زياده در اين خصوص جسارت نمىنمايد .
مورخهء دويم شهر رجب المرجب 1285 .