تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بررسى تاريخى ، سياسى و اجتماعى اسناد بندر عباس ( فارسي ) — صفحة 208

مساهمون:

ص٢٠٨
مستقيم به جزيرهء باسيدو ، معاودت مىكند . بعد صيد ثوينى چند نفر مىفرستند مشار اليه را استمالت نموده به قشم مىآورند و نيز از مسقط عرض نموده بود كه صيد ثوينى به كمترين گفت كه به ملك التجّار نوشته‌ام بعد از ورود شيخ سگر به بوشهر جهاز سه [ ] كه در آن سوار است از بابت باقى كه دارد ، ضبط نموده به دولت پيشكش نمايد . بعد از معاودت به قشم همان جهاز را با بعضى اشياء ديگر به صيد ثوينى پيشكش نموده است . هرگاه در بوشهر آدم كاردانى بود و از شيخ سگر مىپرسيد كه از آنجا آمده و به كجا مىروى و تفتيش حالش را به قاعده مىكرد ، همان جهاز را با اشياء ديگر پيشكش از براى دولت گرفته ميان شيخ سگر را با صيد ثوينى التيام داده در كمال اميدوارى روانهء قشم مىنمود . چه فايده كه اسد اللّه ميرزا آن وقت حاكم بوده ، گويا هيچ مطلع نشده است كه شيخ سگر چه وقت آمد و چه وقت رفت . و ديگر اهالى بندر عباسى و ساير بنادر امسال از صيد ثوينى خوب نمىگفتند . گويا تعدّى زياد كرده است و از پاره نخلستانهاى ميناب و قشم كه صيد سعيد ماليات آنها را نمىگرفته ، اخاذى زياد نموده است . از بعضى تجّار آنها هم به بهانه چند پول گرفته است . به جهت اطلاع خدايگان عالى عرض شد . 14 شهر ذيقعده در ممبئى عرض شد .

سند شمارهء ( 41 ) مورخ : 23 صفر 1273 ق . / 1856 م . از : كارپرداز ايران در بمبئى به : وزارت امور خارجه

هو خداوندگارا ، تصدقت شوم . بيست جهاز بادى تجارتى اجاره كرده‌اند و دوازده بغله براى حمل و نقل اسباب جنگ و لشكر . بغله‌جات را ذغال بار نموده به مسقط و باسيد و فرستاده پاره از جهازات را اسباب توقف لشكر و گلوله و باروت و فشنگ بار نموده نيز فرستاده و از آن جمله يك دو هزار پالان قاطر دوخته بار كرده و مىكنند و يك دو هزار چيز ساخته‌اند از چوب مثل كجاوه و محمل بى سر معلوم نيست از براى چه مصرف است ، آنها را نيز بار نموده در كار روانه كردن مىباشند و بيست خانهء چوبى ساخته كه هر يك پانصد نفر سرباز در آن جا مىگيرد و مىخواهد بفرستند گويا از براى ايام توقف در باسيدو باشد كه در سرما محفوظ باشند و آذوقهء بسيارى نيز از آنجا بار مىنمايند و مىگويند در بصره نيز جنس زيادى ابتياع كرده انبار نموده‌اند و شهرتى دارد چهار پنج هزار قرانى در باسيدو داده‌اند اعراب زمين آنجا را صاف كنند و خيال توقف آنجا را دارند و احتمال هم مىرود از بابت سرما بروند به جزيرهء عبّادان [ آبادان ] كه در ميان شط العرب واقع است و اطراف آن آب است و اصلا آبادى ندارد و از همه طرفش جهاز مىرود [ ] خشكى و راه محمره و بصره را مىتوانند بعد از تصرف و توقف در آن جزيره سد نمايند و مانع عبور و مرور از روى آب شوند . زياده به جسارت نمايد . امركم عالى مطاع . به تاريخ 23 شهر صفر المظفر 1273 از بندر بمبئى مصدع شده است .

سند شمارهء ( 42 ) مورخ : 12 جمادى الاول 1273 ق . / 1856 م . از : كارگزارى بندر عباس به : وزارت امور خارجه

هو قبله‌گاها چندى قبل امام مسقط حاجى عبد اللّه نام آدم خود را كه معروف خدمت سركار عالى است ، فرستاده و مراسلهء دوستانه به مخلص نوشته يك دستگاه ساعت قاب طلا و يك صندوق قند آمريكايى به رسم تعارف ارسال نموده و در مراسله خيلى اظهار يكجهتى و اتحاد كرده ، در مكاتبه و مخاطبه مراسم احترام را فوق العاده مرعى و منظور داشته بود . حاجى عبد اللّه فرستادهء معزى اليه چند روز در بوشهر ماند . لازمهء محبت و مهربانى به قدرى كه شايد و بايد نسبت به مشار اليه به عمل آمد . يك ثوب جبّه ترمهء بسيار سنگين اعلى هم به مشار اليه داده شد . جواب مراسلهء جناب امام را با كمال اظهار دوستى و مؤالفت و موالات نوشته فرستادهء ايشان را معاودت داد . خيال دارد انشاء اللّه چندى بعد از اين ، تحفهء لايقى به جهت جناب معزى اليه مصحوب يك نفر آدم لايق كافى كاردان روانه نمايد . مورخهء 12 شهر جمادى الاولى 1273 عرض شد . [ حاشيهء بالاى سند : ] بسيار خوب . اطلاع حاصل شد .

سند شمارهء ( 43 ) مورخ : ذيقعدهء 1275 ق . / 1859 م . از : احتمالا « كارپرداز ايران در بمبئى » به : وزارت امور خارجه

جناب جلالتمآب امام مسقط مورخهء 3 شهر ذيقعدة الحرام از وطنه عازم قريهء سيب كه هشت فرسخى مسقط است شده‌اند . در بندر كراچى : از بندر كراچى خبر رسيد كه وكيل جهاز آتشى ميل كه تردد به