تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بدايع الوقايع ( فارسى ) — صفحة 70

مساهمون:

ص٧٠
إِلَّا بِأَهْلِهِ
« 1 » .
تو با خداى خود انداز كار و دل خوش دار * كه رحم اگر نكند مدعى خدا بكند « 2 »
اى حكيم در عدم اختلاط من بهانه مجوى و معذرت مگوى كه به مقتضاى انّما الاعمال بالنّيات [ كه ] حديث پيغمبر است صلى اللّه عليه و سلم ، ديگر آنچه در ملازمت سلاطين و خواقين حاصل « 3 » مىشود در غير آن ميسر « 4 » و محصل نمىگردد . و در كتب معتبره مسطور است كه بسيار از اولياء كبار در خدمت سلاطين بوده‌اند . چنانچه منقول است كه عزيزى در ملازمت پادشاهى منصب عسسى اختيار كرده بود « 5 » ، حضرت خواجه خضر عليه الصلوات و السلام با وى مصاحبت مىكرد . با خود انديشه كرد كه باوجود آنكه من مرتكب چنين امر خبيثى « 6 » گشته [ ام ] ، خضر عليه الصلواة و السلام با من مصاحبت و اختلاط مىكند . اگر من ترك اين شيوه
( 123 A )
كنم و در كنج صومعه نشينم ، قياس چنان است كه خضر از مصاحبت من مفارقت ننمايد . بنابراين ترك اين امر كرده در گوشه‌اى منزوى گرديده به تقوى و رياضت و عبادت مشغول گرديد و مقيد گشت . مدت مديد برگذشت و خضر عليه السلام بر وى ظاهر نشد . گفت : اوخ چه كار كردم و از من چه عمل واقع شده باشد كه مانع صحبت آن بزرگوار شده باشد « 7 » . بعد از مدتى باز به عمل خود معاودت « 8 » نمود ، همان‌روز حضرت خضر عليه السلام بر وى ظاهر شد ، آن درويش را حيرتى شد كه اين چه نوع امر بو العجبى است ! به خضر عليه السلام اظهار اين نمود . خواجه فرمودند كه : [ اى ] درويش تو
هامش
( 1 ) - قرآن ، سورهء 35 قسمتى از آيهء 43 ( 2 ) - اين بيت و نقل قول قرآن در نسخه‌هاىTوT 2وجود ندارد ( 3 ) -C , A: ميسر ( 4 ) -C , A: حاصل ( 5 ) -C , A: عسسى داشت ( 6 ) - نسخ ديگر : خسيسى ( 7 ) -P: گرديده باشم ( 8 ) -C , A: مبادرت
بدايع الوقايع ( فارسى ) — صفحة 70 | زين الدين محمود واصفى / الكساندر بلدروف