تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بدايع الوقايع ( فارسى ) — صفحة 66

مساهمون:

ص٦٦
به يك دو روز ز « 1 » احوال كس توان دانست * كه تا كجاش رسيده است پايگاه علوم ولى ز باطنش ايمن مباش و غره مشو * كه خبث نفس نگردد به سالها معلوم
پادشاه گفت : اين امر غريب و صورت عجيب است « 2 » ، مرا باور نمىآيد . آن حسود بدبخت دستار را از سر برداشت و سر بر زمين نهاد
( 121 B )
و گفت : حضرت پادشاه دام ملكه وى را امتحان فرمايند ، اگر سخن من خلاف واقع شود هر عقوبتى كه فرمايند سزاوار باشم . آن بدبخت [ ملعون ] سياه‌روى و مطرود « 3 » مردود دروغ‌گوى از پيش پادشاه بيرون آمد و بر در خانه‌اش « 4 » كه بر سر راه نيك‌راى بود بايستاد ؛ چون آن نامراد رسيد فى الحال پيش دويد و اظهار تملق و گرم‌خويى نمود و گفت : باشد كه به يمن « 5 » قدوم شريف خود « 6 » خانهء فقيران را مشرف گردانيد . نيك‌راى از « * » كمال لطف و خلقى كه داشت دعوت وى را قبول كرده به خانهء وى درآمد . آن ملعون طعامى پخت و در وى سير خام بسيار آميخت و پيش نيك‌راى آورد . نيك‌راى چون آن طعام را چشيد
طَعامُ الْأَثِيمِ
« 7 »
كَالْمُهْلِ يَغْلِي فِي الْبُطُونِ
« 8 »
كَغَلْيِ الْحَمِيمِ
« 9 » به خاطرش رسيد ، اما از خاطر ميزبان چاره نديد و از طعام تناول كرد . به خاطر قرار داد كه آن روز به ملازمت [ پادشاه ] نرود . چون از خانه بيرون آمد قاصدى از پيش پادشاه آمد و گفت كه : پادشاه ترا طلبيده است . نيك‌راى هيچ معذرتى نيافت و به ناكام به درگاه عالم‌پناه شتافت ، چون به موضع معهود خود قرار
هامش
( 1 ) -T: نه ؛B 2: كه ( 2 ) -P: عجيب است كه او چنين امرى بكند ( 3 ) -C , A: مترود ( 4 ) - چنين است نسخهءB 2: نسخ ديگر : خانه ( 5 ) -T , B 2 , P: بفر ( 6 ) -C , A: قدم خود ( 7 ) - قرآن ، سورهء 44 آيهء 44 ( 8 ) - قرآن ، سورهء 44 آيهء 45 ( 9 ) - قرآن ، سورهء 44 آيهء 46 ( * ) س 12 : نيك‌راى را از . . .