زاغ شب چون كبوتران نجوم * گشت از اين مرغزار ناپيدا
نعمان شاه بر اسب بادپاى خاكفرساى آتشنماى آبپيماى زرينسم غجغاردم « 1 » تيزگوش بيدارهوش سوار ، [ بيت ] :
كه گر مرد بر پشت او هازدى * نخستين قدم بر ثريا زدى
باد سيرى كه از غايت سرعت هنگام حركت بر زمان گذشته پيش گرفتى « * » ، و از روى شتاب به يك دو گام وقت آينده را دريافتى .
( 112 A )
براقى بود برق حركتى كه چهار نعل هلالآساى او بر روى زمين هزار ماه نو نمودى و شانزده ميخ ثابته شكلش ، نشان صد هزار ستاره بر كرهء خاك پديد آوردى ؛ [ بيت ] :
پر ماه و پر ستاره « * * » شدى هرزمان زمين * ز « 2 » آن شانزده ستاره كه بر چار ماه داشت
به جولان درآمد سپاه و عساكر نصرت شعار از هر جانب به جنبش درآمدند . [ بيت ] :
ز هر سو بانگ هولانگيز [ بر ] خاست * تو گويى روز رستاخيز برخاست
فرمان همايون سمت نفاذ يافت كه لشكريان ، جرگه را بههم پيوندند و دايرهء شكار را محكم بربندند ؛ و مقرر شد كه از جانب هركسى جانورى بيرون رود تن او را از ضرب تيغ بىدريغ و زخم خدنگ مانند ببر و پلنگ گردانند .
چون محفل شكار گرم گرديد ، چرغ و باز و شاهين چنگهاى خود را
هامش
( 1 ) -P , C , A: غجغاد ؛T: عجفاد ؛B 2: عجغاجدم
( 2 ) -P , C , A: ندارد
( * ) س 6 ، 7 : شايد : پيشى گرفتى
( * * ) س 11 : پرماه و پرماه ستاره