تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بدايع الوقايع ( فارسى ) — صفحة 33

مساهمون:

ص٣٣
مشرق بر تختگاه فلك لاجوردى قرار گيرد ، و چراغ‌هاى افروخته انجم از دم « 1 » پاسبان
وَ الصُّبْحِ إِذا تَنَفَّسَ
« 2 » فرو نشيند ، سپهر مجلس ما را به آفتاب ذات عالى سمات خود منور و مشرف گردانند .
از آن طرف نپذيرد كمالشان نقصان * وزين طرف شرف روزگار ما باشد
شيخ ابو على نيز تواضع نموده و طريق مدح و ثنا پيموده گفت :
زهى ز « 3 » عقل « 4 » علم گشته در نكوكارى * مسلم است ترا نوبت جهاندارى كلاه گوشهء قدر تو از طريق نفاذ * ربوده از سر گردون كلاه جبارى
بر ضمير منير پادشاه دين‌پناه مخفى و محجوب نخواهد بود كه مرد عاقل را در ارتكاب هرامر [ از امور ] ملاحظهء دو فايده لازم بلكه فريضه و متحتم ؛ اول ملاحظهء نتيجهء عاجل كه از آن تعبير به فايدهء دنيوى مىنمايند كه طبيعت اكثر اهل عالم و اولاد بنى آدم بر استحصال اين فايده محصور و مقصور است . دويم ملاحظهء منافع آجل ، كه آن را نتيجهء اخروى مىگويند كه مطمح نظر ارباب عقل و اصحاب همت بر استجلاب « 5 » آن فايده مجبول و مفطور « * » است و حصول اين دو نتيجه اگرچه در ملازمت سلاطين و خواقين ميسر و ممكن است ، اما كثرت موانع و غلبهء مزاحم آن را به سرحد استحاله و امتناع رسانيده است ، چه حصول اين دو امر ، به التفات و عنايت پادشاه منوط و مربوط است ، و مبانى اين مقصود به وصول
( 111 A )
حشمت و جاه محكم و مضبوط ، و هرچگاه پادشاه يكى از ملازمان خود را به مزيد الطاف
هامش
( 1 ) -P: هردم ( 2 ) - قرآن ، سورهء 81 آيهء 18 ( 3 ) -T , P: چو ( 4 ) -T: علم ( 5 ) -P: استحلاص ( * ) س 17 : مقطور