مجمع عليه كه دقايق الصحاح و حقايق الحسان احاديث نبى مرسل را در اندك زمانى چنان به حيطهء ضبط درآورده بود كه مقبول و مردود و صحيح و موضوع « 1 » احاديث را به مجرد سماع از يك ديگر فرق مىنمود .
مشارق انوار العلوم حديثه * و منه مصابيح العلوم توقدا « 2 »
از براى تشحيذ طبع و تفريح خاطر سفينهء فكرت سريع الانتقال را چنان در بحر بسيط مديد العرض [ علم ] عروض و محيط طويل العمق فن شعر انداخت ، كه به طبع وافر كامل معانى جديد قريب الفهم [ را ] در سلك انتظام « 3 » مشاكل و متقارب درر « 4 » منظوم گردانيده ، دفاتر فصحاى عرب و دواوين بلغاى عجم را مطوى و محذوف ساخت ،
( 110 A )
از براى رفع و ازالهء قبض خاطر و كشف و تخليع كلفت طبع متدارك رجز [ و ] هزج غمزداى و رمل منسرح دلگشاى گشته اصول ملالت از حريم رياض دل مقتضب و مجتث گردانيدى ، و خرب قصر ابتر مدعيان مزاحف نمودى ، دعوى لكنت اليوم اشعر من لبيد « * » [ را ] به دواير مؤتلفهء « 5 » افلاك رسانيدى . [ نظم ] :
هر دم ز بحر خاطر پاكش برآمدى * نظمى هزار بار « 6 » به از « 7 » گوهر خوشاب
چون كيفيت تقطيع و زحافات و كميت بحور و اوزان [ و ] صنايع و بدايع اشعار و معايب و مناقب آن را معلوم گردانيد ، قواعد فن قافيه و شرح حاجب و رديف « 8 » و ساير متعلقات اين علم شريف را كه رديف و متمم علم عروض است پىروى نموده به قيد ضبط درآورده ، چنان در تأسيس مبانى و قواعد اين صنعت دخيل نايرهء شوق گرديد كه مزيدى بر آن متصور نيست ،
هامش
( 1 ) -C , A: موضع
( 2 ) -T: توقدا و تفقدا
( 3 ) -C , A: انتظام هر
( 4 ) -C , A: در
( 5 ) -T: مولفه
( 6 ) -C , A: باره
( 7 ) -B 2: نظمى به از هزار
( 8 ) - روى ؟ ؛C , A: حاجت
( * ) س 13 : لبيدى