حلال بر عقلا و حرام بر جهال * حرام گشته به فتوى شرع بر احمق
به طعم تلخ چو پند پدر و ليك مفيد * به نزد باطل مبطل « * » به نزد دانا حق
چو بو على مى صاف ار خورى حكيمانه « * * » * به حق حق كه بگيرد همه وجودت حق
چون آفتاب عالمتاب فضيلت و كمال شيخ ابو على بر اوج فلك اعتبار برآمده ، پرتو اشتهار بر اطراف و اكناف عالم انداخت و لواى دعوى
إِنِّي أَعْلَمُ ما لا تَعْلَمُونَ
« 1 » در مضمار سلونى عمّا دون العرش الاعلى ، در ميان سكان
( 110 B )
فرش غبرا « 2 » برافراخت « * * * * » . يمين الدوله « * * * » همگى همت عالى نهمت را بر آن گماشت و تمامى « 3 » خاطر بر آن داشت كه سپهر سلطنت عليا منزلت « 4 » خود را به آن خورشيد عالمافروز علم و فضيلت زيب و زينت بخشد و تاج با ابتهاج عظمت و حشمت خود را به آن درة التاج عزت و كرامت حسن و لطافت دهد ، خواست كه او را در سلك سكان و خدام عالىمقام درگاه عالم پناه خود آورد و منخرط گرداند و به آن وسيله مفاخرت و مباهات بر سلاطين جم مقدار و خواقين اسكندر اقتدار نمايد ، از روى تواضع به ملازمت شيخ ابو على آمده قواعد تعظيم و شرايط تكريم بجاى آورده ، التماس نموده « 5 » [ فرمود ] كه : از مكارم اخلاق آن حكيم به استحقاق و مخدوم على الاطلاق مطموع و مأمول آن است كه هر صبحدم كه خسرو خاور از سراپردهء
هامش
( 1 ) - قرآن ، سورهء 2 قسمتى از آيهء 30
( 2 ) - از نسخههاىC , A: افزوده شد
( 3 ) - نسخ ديگر : جملگى
( 4 ) - نسخ ديگر : عالى منزلت
( 5 ) -C , A: نمود
( * ) س 4 : شايد : مبطل باطل
( * * ) س 5 : چو بو على مى صاف گر . . .
( * * * ) س 10 :
امين الدوله
( * * * * ) س 10 : فرش غبرا [ انداخت و ] برافراخت