تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بدايع الوقايع ( فارسى ) — صفحة 405

مساهمون:

ص٤٠٥
به نوك ناوك ، قبهء زرنگار خورشيد را بر سپهر لاجوردى افلاك دوزند ، به آن مأمور گشتند كه عقبهء سونكاك را پيش از رسيدن مخالفان محفوظ سازند و سر راه بر ايشان گيرند ، مشار اليهما زبان گرفته خبر ارسال نمودند كه آن جماعت از [ درهء ] قوچقاراتا متوجه أسيغ‌كول شدند و آن ، چنان دريايى است « * » كه [ همواره شتران مست ] كف‌انداز موجش با بختيان زبردست گردون ، انگيز جنگ دارند و جهاز ذات الواح « 1 » سفاين را از كوه كوهان فكنده با هندوى ساربان زحل حمله مىآرند ، كيوان از بهر صيد ماهيانش هر شب از عكس سپهر نيلگون مكوكب دام مىسازد و از بهر كام نهنگ محيطآشامش در وى از ماه نو شست مىاندازد ، [ بيت ] :
سهمگين آبى كه مرغابى در او ايمن نبود « * * » * كمترين موج آسياسنگ از كنارش درربود
عساكر همايون چون قضاى آسمانى از قوچقار اتا متعاقب ايشان متوجه گرديدند « 2 » ، جماعهء مخالف كه تزاحم افواج عساكر محيط آب و تلاطم امواج بحر زاخر « 3 » هيجا مشاهده كردند التجا به قلعهء جتن « 4 » آوردند كه آن را طاهر خان براى دفع لشكر قلماق بر دامن كوهى بنا كرده بلنديش به درجه‌اى است كه [ طاير ] « 5 » خيال را بر فراز ذروهء آن پرواز كردن از مقولهء محالات است . رسيدن كمند باصره بر شرفه غرفه آن از جمله خيالات ؛ گرانيش پشت گاو تحت الثرى شكسته و نوك تيغ تيز قلهء آن سينهء شير فلك دريده ، [ بيت ] :
گر بماند در پس آن كوه اعظم آفتاب * تا قيامت كس كجا بيند به عالم آفتاب
هامش
( 1 ) -T: ذات الالواح ( 2 ) -A: از قوچقاراتا متوجه ايشان شدند ( 3 ) -A: زاجر ( 4 ) -P: چتن ؛B 2 , C: ختن ؛T: چين ( 5 ) -B 2 , C: طاهر ( * ) س 4 : دريايست ( * * ) س 10 : امين نبود