تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بدايع الوقايع ( فارسى ) — صفحة 402

مساهمون:

ص٤٠٢
پيك سريع السير هلال را به زبان گيرى به جانب لشكر زنگيان فرستاد و هر اول زرين‌كلاه خاقان آفتاب عالمتاب را كه عبارت از صبح صادق است به نهب « 1 » و غارت منهزمان آن لشكر ظلمت مآب رخصت داد ؛ جبارى كه به حكم جهان مطاع واجب الاتباعش غارتگران خاقان روز بنات النعش را كه دوشيزگان و مخدرات سراپردهء فلك نيلگونند « 2 » اسير فرمودند و حمل و ثور كه از جملهء مواشى و سوايم صحراى گردونند به رسم يغما از هم ربودند ، بعد از تصدير اين مقال و تصوير اين خيال نعت سرورى لايق كه درى برج سعادت بلكه در درج « 3 » شهادت را از شهد لب به سنگ بدگوهران نثار كرده درة التاج تارك مروت ساخت و ماه ، علم عالم‌گير گسترده معاندان را در قعر چاه بدر انداخت ، [ بيت ] :
آنكو به جهان در نبوت بسته * در معجزه جان دشمنان را خسته شاهانه مه دو هفته كرده به دو نيم * مردانه مصاف بدر را بشكسته
صلى اللّه عليه و على آله و اصحابه اجمعين . بعد هذا انهاى راى عالم‌آراى مشكل‌گشاى عالىحضرت عالىجناب سلطنت مآب الخان المعظم و الخاقان المكرم اصدق السلاطين قولا و دينا احق الملوك و الخواقين صدقا و يقينا واسطهء طلوع انوار الامن و الامان وسيلة وفور آثار العدل و الاحسان ناصب رايات الفتح و الظفر رافع الوية العدل بين زمرة البشر فلك به قمر الخلافت طالع و بعدله نجم الايالت ساطع « 4 » ، [ بيت ] :
سپهر سلطنت شاه جهان اسكندر « * » دوران * معز الدين ابو الغازى عبيد اللّه بهادر خان
هامش
( 1 ) -A: نهيب ( 2 ) - تمام نسخ : نيلگون ( 3 ) -A: برج ( 4 ) -P , A: + را ( * ) س 21 : اسكند