خلد اللّه ظلال سلطنته « 1 » على مفارق العالمين و ابد كمال نوال عاطفته « 2 » الى يوم الدين ، آنكه هميشه همگى همت محبت انديشه و همواره نيت خاطر مودت پيشه بدان مصروف و معطوف بوده و مىباشد كه به عون عنايت ربانى و به وسيلهء تأييدات
( 219 B )
سبحانى عز شأنه ، تيسير اسباب مواصلت و وسايل ملازمت اين مخلص به آن عالىحضرت كه هر آيينه متضمن حصول رايات جهانگشايى و مستتبع وصول سعادت « 3 » و فرمانروايى است و لا كلام رفاهيت حال كافهء انام و فراغت بال عامهء خواص و عوام بدان منوط و مربوط است ، از پس پردهء غيب جلوهء ظهور نمايد فلله الحمد و المنة كه به مقتضاى اذا اراد اللّه شيئا هيّأ اسبابه در غرهء شهر محرم الحرام در دامن كوه قازغرد « 4 » كه مضرب خيام عساكر نصرت انجام گشته بود و
مِنْ آناءِ اللَّيْلِ فَسَبِّحْ وَ أَطْرافَ النَّهارِ
« 5 » سببى را كه مستلزم قلعوقمع ابنيهء دولت آن طايفهء اباطيل طاغيه و اضاليل باغيه جماعهء قزاق پر نفاق باشد كه به كثرت اعداد و وفور قوت و استعداد و به استحكام شوامخ جبال و شواهق تلال مستظهر گشته پاى در دايرهء بغى و عناد نهاده سر از گريبان فتنه و فساد برآورده بودند و اراقهء دماء مسلمانان ، هدر و غارت اموال ايشان غنيمت شمردهاند ، از درگاه مجيب الدعوات استدعا مىنمود [ و ] قاصدى از نزد آن برادر [ اعز ] كامگار و منظور نظر حضرت آفريدگار نور حديقهء آفرينش نور حدقهء دانش و بينش ماه شبافروز روزافزون شاه مخالف سوز ربع مسكون رافع لواء العدل و الاحسان دافع ظلمات الظلم و الطغيان المختص بعواطف ملك المستعان عبد الرشيد خان رسيد و كتابتى از خان مشار اليه رسانيد
هامش
( 1 ) -A: سلطانه ( ؟ )
( 2 ) -T: كماله و نواله
( 3 ) -A: سعادت
( 4 ) -P: قازعزد
( 5 ) - قرآن ، سورهء 20 آيهء 130 ؛ در تمام نسخ بهجاى « و من » « و فى » آمده و « فسبح » حذف شده است