[ بيت ] :
آمد ز غيب نامهء سربستهاى به مهر * مضمونش اين حديث كه : « فرصت غنيمت است »
چون در دامن عقبهء آق « 1 » بغوز به آن برادر اعز عهد و پيمان مؤكد به مواثيق « * » و ايمان در دفع آن مخالفان [ سمت ] انعقاد يافته بود ، به حكم
وَ لا تَنْقُضُوا الْأَيْمانَ بَعْدَ تَوْكِيدِها
« 2 » به ساختگى و يراق دفع قزاق توجه فرموده با لشكر انبوه كوه ستوه دريا شكوه در روز پنجشنبه بيست و ششم « 3 » شهر محرم الحرام از كنار آب سيرام رايات نصرتپناه به جانب قزاقستان متحرك گشته موضع نيكين كه از جملهء شهرهاى قديم است و حالا منهدم گرديده مضرب خيام نصرت انتساب گشت و اوتاد و اطناب در آن منزل از نجوم و شهاب درگذشت ، در آن منزل فرقهاى را از ملازمان رايت سعادت قرين بر چهار باغ اوزون احمد سايهگستر آمد ، و آن خجسته باغى است كه ارم را از آن بر دل داغى است ، صفايش چون لقاى خوبان زيبنده و هوايش چون كرشمه هاى محبوبان فريبنده ، آنجا به مسامع ملازمان
( 220 A )
رسيد كه جماعت مخالفان به مزار فايض الانوار قوچقاراتا - روح اللّه روحه و زاد فى غرف الفردوس فتوحه - درآمده به ييلاق سوغونسمر « 4 » نزول نمودهاند . از اعيان سپاه شجعان سابق الركب
يَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعانِ *
« 5 » قماىبى و تردى محمدبى كه هريك در بحر حرب نهنگىاند درياكش و در مقام طعن و ضرب گردنكشى اند چون آتش با فوجى از عساكر جرار كينهگذار كه به باد [ حمله ] كوه گرانسنگ را سبك از پيش بردارند و گاهى كه آتش وغا « * * » برافروزند ،
هامش
( 1 ) -A: آن ؛P: آقبغور
( 2 ) - قرآن ، سورهء 16 آيهء 91
( 3 ) -T: يكرمه آلتى سيندا
( 4 ) - كذا درP , A: شمر ( ؟ ) ؛C: سمرقند ،T: سمرقند سغدىغه
( 5 ) - قرآن ، سورهء 3 آيهء 155 ، 166 ؛ سورهء 8 آيهء 41
( * ) س 4 : بمواثق
( * * ) س 20 : آتش دغا