تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بدايع الوقايع ( فارسى ) — صفحة 408

مساهمون:

ص٤٠٨
كوس اسلاميان و ولوله و شهيق آن حراميان طنين و دوار در طاس فلك دوار افتاد و مرغان تيزپر تيرپران كه از تشنگى خون اعادى دهان بازمانده بودند ، جز از عيون ابصار مخالفان آب نمىخوردند و زاغان كمان كه در گوشه‌ها مترصد چنين فرصتى بودند غير از اجسام مردار ايشان طعمه به آشيان نمى بردند ، هر لحظه پيكان سهام خون‌آشام اخبار
إِنَّ الْمَوْتَ الَّذِي تَفِرُّونَ مِنْهُ فَإِنَّهُ مُلاقِيكُمْ
« 1 » به دل ايشان مىرسانيد و هر لحظه خطيب تيززبان حسام شديد الانتقام خطبهء بليغ
فَمَنْ يُجِيرُ الْكافِرِينَ مِنْ عَذابٍ أَلِيمٍ
« 2 » در گوش ايشان مىخواند ، چون شاميانهء آفتاب عالمتاب ، خاقان روز عالم‌افروز را با طنابهاى زرين در مقام چاشت برافراختند ، غارت‌گران قضا و قدر خيام دولت آن ظلمهء بدكردار را طناب بريده سرنگون انداختند . آخر الامر [ به حكم ]
إِنَّ الْباطِلَ كانَ زَهُوقاً
« 3 » طاقت صولت شيرمردان « 4 » كارزار و بهادران نصرت شعار نياورده پشت داده روى به هزيمت نهادند و بسيار ديگر بعد از فرار طعمهء شمشير « 5 » و هدف تقدير گرديد و تمامى جهات اموال و اثقال ايشان از خيول و مواشى و حواشى و قاعد « 6 » و قايم و صامت و سايم به تصرف سپاه ظفرپناه « 7 » درآمد و ابطال « 8 » بطال و استيصال آن ظلمهء جهال بر وجهى دست داد كه سكان و قطان بلاد و ديار از آفت مخافت آن بىدينان ايمن و مطمئن گشتند الحمد للّه الذى صدقنا وعده « 9 » و نصر عبده اعزّ جنده و هزم الاحزاب [ شعر ] :
خدايا چو از توست اين فتح و كسر « 10 » * به ما فتح ضم دار و با خصم اسر
هامش
( 1 ) - قرآن ، سورهء 62 آيهء 8 ( 2 ) - قرآن ، سورهء 67 آيهء 28 ( 3 ) - قرآن ، سورهء 17 آيهء 81 ( 4 ) -A: شيران مردان ( 5 ) -A: شير ( 6 ) -A: قاعده ( 7 ) -A: نصرت‌پناه ( 8 ) -B 2 , C , P: ابطال ابطال بطال ( 9 ) - قرآن ، سورهء 39 آيهء 74 ؛ در تمام نسخ به‌جاى « صدقنا » ، « صدق » آمده است . ( 10 ) -T: ظفر ؛P: ندارد
بدايع الوقايع ( فارسى ) — صفحة 408 | زين الدين محمود واصفى / الكساندر بلدروف