مجره « 1 » از انفعال آن مانند بحيرهء ساوه خشكرود « 2 » گرديده ، [ بيت ] :
عمق درو كار به جايى « * » كشيد * كز ته او گشت زمين ناپديد
رفت زمين را چو حجاب از ميان * از ته او گشت پديد آسمان
جمعى مخالفان به حكم :
إِنَّ الْمُنافِقِينَ فِي الدَّرْكِ الْأَسْفَلِ
« 3 » آن خندق جهنم آسا را ملجأ و ماواى خود ساخته بودند و بر بلنديهاى آن برآمده از شاخ و سنگ راهها و گذرها را محكم ساخته ، على الصباح روز پنجشنبه هژدهم ماه صفر پيش از آنكه سكندر خورشيد خاور بر سر خنگ فلك سوار گردد و تيغ بىدريغ جهانافروز ظلمتسوز خود را از نيام برآرد ، آن كار كرده مصاف ديده نبرد آزموده برادر اعز ارشد عبد الرشيد خان رخش يك جهتى در ميدان مودت جولان داده فرمود كه : در اين ديار شما نسبت به ما [ به مثابهء ] مهمانيد ، مناسب و لايق چنان مىنمايد كه ما در پيش شما شمشير زنيم و كارزار نماييم و در اين باب مبالغهء بسيار نمودند . آخر بر همين قرار يافته هژبران بيشهء شجاعت و سرورى و نهنگان درياى جلادت و دلاورى كه هريك در ميدان مردى و مردانگى و مضمار چستى و چالاكى « 4 » بارها از يكديگر قصب السبق ربودهاند ، دامن مردى در كمر دلاورى استوار كرده تو كل بر كرم آفريدگار كرده نداى
وَ اقْتُلُوهُمْ حَيْثُ ثَقِفْتُمُوهُمْ
« 5 » از منهيان غيب شنيده در آنجاى هولناك و ورطهء هلاك درآمدند ؛ تلاطم امواج
( 221 A )
جنگ و وغا و تراكم افواج فتنه و غوغا [ را ] به نوعى استعلا دادند كه از غلغله و نفير
هامش
( 1 ) -B 2: فجره
( 2 ) -A: خشك رو ؛C: خشكرودى
( 3 ) - قرآن ، سورهء 4 آيهء 145
( 4 ) - كذا درT , A: ديگر نسخ : فرزانگى
( 5 ) - قرآن سورهء 2 آيهء 191
( * ) س 2 : بجاى