تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بدايع الوقايع ( فارسى ) — صفحة 23

مساهمون:

ص٢٣
به علم صرف گرديد آنچنان كامل كه در پيشش * نمودى سيبويه از عجز مانند « 1 » بز اخفش
چون ميل خاطرش به نحو [ علم ] اعراب و بنا كه عبارت از علم نحو است منصرف گرديد ، حضرت علام الغيوب به هدايهء كافيه و عنايهء وافيه ، لب لباب علم و معرفه را در ظرف ضمير بىبدلش انداخته ، و سررشتهء خاطر فرخنده مآثرش به اشارهء عاليه و به كنايهء شافيه بىوسيلهء « 2 » توكيد ارباب تعليم و بىذريعهء تصديع اصوات اهل تفهيم ، به دقايق و غوامض اين علم موصول ساخت . معلمش نيز چون تميز [ حال ] خجسته مآلش نموده بود ، او را در تربيت از جملهء اقران مستثنى داشت « 3 » و همگى همت بر رفع آثار كسالت و نصب اعلام براعتش كه فتح ابواب هدايت و كسر اسباب ضلالت در ضمن آن ضم است به جزم برگماشت . [ بيت ] :
چنان رسيد به حد كمال اندر نحو * كه ساخت از ورق دهر نام فرا محو
بعد از تحصيل و تكميل ضوابط و قواعد علم اعراب ، رخش [ سعى ] را چون به صوب ميدان علم معانى بيان جولان نمود ، گوى فصاحت به چوگان بلاغت در جايگاه براعت از جميع اقران خود درربود ، ارتفاع نشان فصاحت و ارتقاى مكان بلاغتش به درجه‌اى رسيد كه سخن جز مطابق مقتضاى حال نگفتى ، و به مكالمات مشتمل النكات چون صاحب « دلايل الاعجاز على وجه الايجاز » درر معانى بديع سفتى . ابواب قصر
( 108 A )
معانى مغلقه را به مفتاح بيان به تحرير يك فصل « 4 » انشاء مختصر بگشادى ، و اطناب « 5 » مطول اطناب
هامش
( 1 ) -T: از عجز خودش همچون بز ( 2 ) -C , A: بوسيله ( 3 ) -B 2 , B , P: ساخت ( 4 ) -B 2: به تحريك ؛P: بتحريك قفل ( 5 ) -C , A: اطياب ؛T: ندارد .